روابط ایران و دانمارک (از آغاز تا انقلاب اسلامی)
نویسندگان
doi
چکیده
اگرچه گسترش مناسبات خارجی ایران در سدههای اخیر مستلزم روابط با تعداد فزایندهای از کشورها بوده است، مطالعات در این زمینه عملاً به روابط ایران با قدرتهای بزرگ محدود شده است و این امر به مفهوم مغفول ماندن مناسبات تاریخی ایران با سایر کشورها است. مقاله حاضر به بررسی روابط ایران و دانمارک اختصاص دارد که در سدههای اخیر در شمار قدرتهای بزرگ غربی قرار نداشت؛ بدین منظور طبیعت، مراحل، وجوه، دامنه و نیز تحول این مناسبات واکاوی میشود. یافتههای این پژوهش دلالت بر آن دارد که در روابط بین دو کشور، توجه علمی دانمارک به ایرانشناسی، بر سایر حوزهها تقدم داشت. به رغم تمایل هر دو دولت ایران و دانمارک برای برقراری مناسبات دو جانبه سیاسی- اقتصادی در اواسط سده 19 میلادی، این اقدام تا اتخاذ راهبرد تعامل با قدرتهای درجه دوم غربی از سوی تهران و علاقمندی بخش خصوصی دانمارک به مشارکت در برنامه توسعه ایران در دهه 1930 به تعویق افتاد. مناسبات دو جانبه و مبتنی بر منافع ملی میان دو کشور با وجود نتایج سازنده برای طرفین، در مقابل سیاست قدرتهای بزرگ آسیبپذیر بود و همین امر، آن را دستخوش فراز و نشیبهایی ناخواسته میکرد. افزون آن که در عصر پهلوی، به رغم تعلق هر دو دولت به اردوی غرب، محدودیت ظرفیتهای دانمارک و نیز سیاستهای هر دو دولت مانع از گسترش متوازن و همه جانبه این روابط گردید.