روانشناسی اسطوره و داستان؛ رویکردی نوین در نقد ادبی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه الزّهراء، تهران
2 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه الزّهراء، تهران
doi
چکیده
هدف این مقاله، معرّفی رویکردی تازه در مطالعات نقدی متن است که در حوزۀ قصّههای پریان، روایتهای عامیانه، بسیاری از افسانهها و داستانهای اسطورهای کارآمد است. رویکرد روانشناسی اسطوره، بهکارگیری نظریّههای نوین روانشناسی در این روایتها برای تبیین خاستگاههای روانی پدیدآورندگان است. رؤیاها و قصّهها نیز، چنانکه روانکاوان جدید اذعان میکنند، مانند اسطوره با ناخودآگاه آدمی سر و کار دارند و محتوای ناخودآگاه را نمایان میسازند. فرض بنیادی فروید این است که بخش عمدة رفتار، ریشه در فرایندهای ناهشیار دارد. از این رو، وی داستانها و اسطورهها را ساحتی برای اتّحاد بخشهای سهگانة روان تصوّر مینماید. این اندیشه پس از فروید در آراء شاگردان او همچون «برونو بتلهایم»، «اتو رانک» و «کارل آبراهام» بسط و پرورش پیدا میکند. «کارل گوستاو یونگ» و بهتبع او، پیروانش نیز با توجّه به اهمیّت ناخودآگاه جمعی، ماهیّت داستانهای اسطورهای را در قالب سفری مجسّم میسازند که در اغلب موارد، ابعادی روانشناسانه و نمادین دارد و به قصد آشنایی قهرمان با روان ناخودآگاه او صورت میگیرد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که با توجّه به دستاوردهای روانشناسی فروید و شاگردانش، اصول روانشناسی تحلیلی یونگ و هماندیشان او و نیز با توجّه به مرکزیّت صُوَر مثالی و ضمیر ناخودآگاه جمعی، بسیاری از داستانهای اساطیری، قصّههای پریان و روایتهای عامیانه، ظرفیّت تأویلپذیری روانشناختی قابل توجّهی در راستای کشف اسرار ناخودآگاه دارند.