معرفی زباهنگ مرگمحوری و شادیگریزی از طریق تفحص در گفتمانشناسی «مرگ» در زبان فارسی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان انگلیسی، دانشگاه بینالمللی امام رضا(ع) (نویسنده مسئول)
2 استادیار گروه زبان انگلیسی دانشگاه دامغان
3 استاد گروه زبان انگلیسی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22083/jccs.2019.154431.2611چکیده
نظر به اهمیت زبان و واژگان در منعکس نمودن باورهای فرهنگی حاکم بر جوامع و در نهایت، شناخت بهتر و کاملتر این باورها، جستار حاضر که در زمرۀ پژوهشهای جامعهشناسی زبان قرار دارد، بر آن شده است تا در پرتوی الگوی هایمز (1967)، به بررسی کارکردهای مختلف قطعۀ زبانی «مرگ» و عبارات مرتبط با آن، در پیکرهای نمونه از زبان فارسی بپردازد. «مرگ» و عبارات وابسته به آن از جمله مضامینی هستند که از زوایای مختلف فرهنگی، اجتماعی و نیز زبانی قابل تفحص و بررسی بوده و به خوبی میتوانند باورهای فرهنگی جوامع را به تصویر کشند. به منظور نیل به هدف مورد نظر، نخست تعداد 673 بافت طبیعی که در آنها گفتمان مرتبط با «مرگ» بکار رفته بود، ضبط شد و پس از بررسی دادههای گردآوری شده براساس بخشهای هشتگانۀ مدل هایمز (1967)، موارد کاربرد این قطعۀ زبانی از منظر اجتماعی و زباهنگهای مرتبطِ حاکم در جامعۀ فارسی زبان استخراج گردید. یافتههای حاصل از پژوهش، حاکی از آن بود که دلیل نهفته در پس کاربرد گستردۀ قطعۀ زبانی مذکور در میان فارسیزبانان، حاکمیت زباهنگهای مرگاندیش و مرگطلب بودن، مردهپرستی، غمستایی و شادیگریزی در جامعۀ ایرانی است.