نابرابری فضایی و رابطة مرکزـ پیرامون در ایران: ارائة یک مدل نظری با استفاده از روش نظریه‌پردازی لینهام

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22059/jtcp.2022.334526.670279
چکیده

ساختار کشور ایران، با وجود اینکه از ثروت و قدرت و منابع زیادی برخوردار است و تلاش‏های زیادی جهت تعادل منطقه‏ای در آن صورت گرفته، به سمت نابرابری فضایی متمایل شده و ساختار مرکز‌ـ پیرامونی را به منزلة الگوی غالب در کشور نمودار ساخته است. این ساختار به‌وجودآمده حاصل عوامل و نیروها و جریان‏های بسیار زیادی است. بنابراین، در این تحقیق هدف تبیین یک مدل نظری از نابرابری فضایی در کشور با استفاده از روش نظریه‏پردازی لینهام است. در این روش 5 گام وجود دارد که در گام اول یعنی مفهوم‏سازی با استفاده از روش فراترکیب و نرم‌افزار MAXQDA مدل نظری تدوین شده است. نتیجة به‌دست‌آمده حاکی از آن است که مفاهیم گفتمان تئوری‌محور وابسته به زمینه، وابسته‌سازی و تمرکزگرایی، عملکرد معکوس برنامه‏های توسعه، روابط نابرابر قدرت، نابرابری منافع و ثروت (نابرابری اقتصادی)، سیاست‏گذاری و مدیریت نامطلوب، وجود مدیریت محلی و منطقه‏ای ضعیف در برابر قدرت مرکزی، توزیع نامتوازن جمعیت و فعالیت در فضای جغرافیایی، جغرافیای نامتوازن مواهب طبیعی در قالب سه گفتمان ایدئولوژی‌محور و اقتصاد سیاسی‌محور و زمینه‌محور باعث ایجاد نابرابری فضایی و شکل‌گیری رابطة مرکزـ پیرامونی شده است.