واکاوی علل محتوایی ناکارآمدی برنامهریزی شهری بر اساس رویکرد طرحهای جامع (مطالعة موردی: طرح جامع نوشهر)
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة شهرسازی پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jtcp.2021.332798.670267چکیده
طرحهای جامع، به منزلة یکی از جریانهای تأثیرگذار شهرسازی، میتواند از منظر ابعاد و حوزههای مختلف و مرتبطـ چون نظام برنامهریزی، محتوای طرحها، فرایند تهیه و بررسی و تصویب، و نیز نحوة اجرا و سازمان اجراییـ مورد توجه قرار گیرد. در این میان، پژوهش حاضر به شناسایی علل ناکارآمدی طرحهای جامع بهویژه از منظر ماهیت و محتوای این نوع نگرش از برنامهریزی شهری میپردازد. به همین منظور، ضمن بررسی نظریهها و دیدگاههای موجود در این زمینه، واکاوی مصداقهای عینی از علل یادشده نیز هدفگذاری شده است. این موضوع به واسطة ارزیابی پس از اجرای برنامه در قالب سنجش میزان کارآمدی و تحققپذیری طرح جامع نوشهر در محورهایی مشخص، شامل ابعاد اجتماعی و نیز ابعاد کالبدی، دنبال شده است. پیروی از رویکرد خطی و یکسویه، انعطافناپذیری و عدم واقعگرایی، برداشت منفرد و حل مشکلات در معنای عمدتاً کالبدی، ارائة جزئیات بسیار بر اساس چارچوبهای ثابت و جامد، و همچنین عدم امکان پیشبینیهای صحیح، مهمترین علل محتوایی ناکارآمدی برنامهریزی شهری بر اساس رویکرد طرحهای جامع هستند. این عوامل، همان چالشهایی هستند که کارآمدی طرح جامع نوشهر نیز از آنها رنج میبرد. رویکرد غیرواقعبینانه در تعیین محدودة شهر، سیاست نادرست استفاده از فضاهای باز و افزایش تراکم در مغایرت با ماهیت اکولوژیکی و توریستی و بندرگاهی شهر، عدم تحقق اغلب کاربریهای اراضی پیشنهادی و متعاقباً کمبود شدید فضاهای خدماتی از بارزترین مصادیق عینی ناکارآمدی طرح جامع نوشهر در سایة علل محتوایی مورد اشارهاند. توجه به علل ناکارآمدی و تحلیل مصداقهای عینی، رهیافتی کلیدی است که میتواند محتوای طرحهای شهری را، بهویژه طرحهایی که همگام با تحول در برنامهریزی شهری و جایگزینی نگرشهای جدید تهیه میشوند، متمایز از نمونههای قدیمی کند و بیش از پیش موفق و تحققپذیر سازد.