روش‌شناسی نگاشت نهادی در نظام علم و فناوری با رویکرد آمایشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدة مدیریت، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی، پژوهشکدة علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران

3 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدة مدیریت، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22059/jtcp.2022.333864.670271
چکیده

گسترش روزافزون نقش علم و فناوری در توسعۀ اقتصادی ضرورت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای نظام علم و فناوری را دوچندان کرده است. در کنار رویکردهای برنامه‌ریزی متمرکز بالا به ‌پایین برای سیاست‌گذاری علم‌ و فناوری، رویکرد آمایشی تلاش می‌کند با حرکت از پایین به بالا، با شناخت ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های منطقه‌ای، الگویی درون‌زا و متوازن را برای توسعۀ علم و فناوری ارائه دهد. اگرچه رویکرد آمایشی به صورت کلی بیش از چند دهه در مباحث برنامه‌ریزی سابقه دارد، بهینه کردن این رویکرد در حکمرانی علم‌ و فناوری نیازمند نوآوری‌های روش‌شناختی است. هدف از این پژوهش ارائۀ روش‌شناسی آمایش علم و فناوری با بهره‌گیری از نگاشت نهادی است. این نوشتار از دو برش متقاطع استفاده می‌کند. از یک سو نوآوری را در نظام منطقه‌ای می‌بیند و از دیگر سو با نگاشت نهادی روشی را برای تحلیل و تخمین آن ارائه می‌دهد. در این روش، ابتدا نهادهای نظام علم و فناوری‌ـ شامل نهاد علم، نهاد فناوری، نهاد بازارـ شناسایی می‌شوند و سپس با بهره‌گیری از مفهوم مجاورت نهادی ظرفیت ارتباط‌گیری این نهادهای سه‌گانه و زیرمجموعه‌های آن‌ها با یک‌دیگر ارزیابی می‌شوند. این کار از طریق استخراج گراف مشابهت انجام می‌شود. گراف مشابهت، که از کمّی‌سازی روابط دودویی زیرنهادهای نظام علم و فناوری به دست می‌آید، بیانگر تنوع و شدت ارتباطات هر نهاد با سایر نهادهاست. هر چه تنوع و شدت ارتباطات میان نهادها در مجموع بیشتر باشد بیانگر وضعیت بهینه‌تر نظام علم و فناوری است. در نهایت، سیاست‌گذار با مشاهدۀ این گراف می‌تواند برای هر یک از نهادها سناریوی حرکت به سمت وضع بهینه، یعنی توازن منطقه‌ای، را طراحی کند تا در افق‌های زمانی مشخص مجاورت نهادی افزایش یابد و هماهنگی و همراهی نهادها تقویت شود.