تحلیل نگرش شخصیت‎های یک داستان کوتاه بر اساس نظریه کارکردهای نگرش مطالعه موردی تک داستان «یک روایت معتبر درباره‏ کشتن» اثر مصطفی مستور

نویسندگان

1 دانشیار گروه روان‌شناسی تربیتی دانشگاه الزهرا(س)

2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا(س) (نویسنده مسئول)

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا(س)

doi
10.22083/jccs.2019.147571.2554
چکیده

داستان، به‌مثابه یک مدل از جامعه، رسانه‎ای است که قادر به بازنمایی جنبه‎های مختلف روانی و اجتماعی انسان‎ها و افزایش توانایی‎های اجتماعی و موجب جامعه‎پذیری و تغییر در ابعاد شخصیتی انسان‏هاست. این پژوهش، به شیوه کتابخانه‏ای، مبتنی بر پژوهش کیفی و تحلیل محتوا، نگرش شخصیت‏های داستان کوتاه «یک روایت معتبر درباره کشتن» را بر اساس مطالعات روان‎شناسی اجتماعی «نگرش» و «کارکرد نگرش» بررسی و نگرش افراد را در روابط فردی، بینافردی و اجتماعی نسبت به رفتار انحرافی «قتل» تحلیل کرده است. مصطفی مستور در این داستان، جنبه‌های مختلف نگرش‏- مثبت و منفی- چند طیف از مردم جامعه را نسبت به قتل به تصویر کشیده و القای نگرش و ترسیم چشم‌انداز ایدئولوژیک کنشگران داستان، به‌ویژه شخصیت اول داستان، در کانون توجه متن قرار دارد. نظریه کارکردی نگرش، با رونمایی از انگیزه‏های درونی انسان، علت پدیداری نگرش‏ها را تبیین و نقش نگرش‏ها را در جهت دهی به رفتارهای اجتماعی تشریح می‏کند. به نظر می‎رسد، نگرش افراد جامعه نسبت به این پدیده غیر انسانی، مبتنی بر کارکردهای ارزش خواهانه قابل ارزیابی باشد؛ اما تحلیل متن نشان می‎دهد، نگرش افراد حتی نسبت به این پدیده مذموم می‎تواند بر اساس عوامل مختلف، در جهت کارکردهای سودجویانه تغییر جهت دهد و همچنین با وجود پایداری نسبی نگرش‎ افراد مختلف جامعه نسبت به یک پدیده؛ کیفیت تعامل و ارتباطات بینافردی انسان‎ها در رویارویی با رخدادها و پدیده‎های اجتماعی، می‎تواند منجر به ناهماهنگی شناختی شده و به میزان قابل توجهی در تغییرعناصر عاطفی و شناختی نگرش و نیز شکل‏گیری رفتارهای پیش بینی نشده موثر باشد.