بازخوانی بیناگفتمانی نقاشی "حکایت یوسف و زلیخا" و سه اقتباس معاصر آن
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده هنر،دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشگاه الزهرا(س)، تهران (نویسنده مسئول)
3 استاد دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
10.22083/jccs.2019.186061.2801چکیده
نقاشی «حکایت یوسف و زلیخا» از زیباترین و عرفانیترین نقاشیهای ایرانی، اثر کمالالدین بهزاد است که در دنیای پستمدرن بسیار مورد خوانش و ارزیابی قرار گرفته است. انجام پژوهشها و جستارهای بسیار پیرامون این نقاشی، هنرمندان را نیز بر آن داشته تا دست به اقتباسهای هنری از آن بزنند. چنانکه سه هنرمند معاصر ایرانی و اروپایی، حبیبالله صادقی، عبدالحمید قدیریان و کلودیا پالماروسی، نقاشیهایی را با اقتباس از آن خلق کردهاند. این چهار متن تصویری هر یک گفتمانی را بازتولید میکنند. از اینرو میان نقاشی بهزاد و اقتباسهای آن پیوندهای متنی و گفتمانی ایجاد شده است. هدف از این پژوهش بازخوانی روابط بیناگفتمانی میان چهار متن نامبرده با خوانشی فرامتنی و گفتمانی با توجه به جایگاه اقتباس در نگرش پستمدرن است و به این پرسشها پاسخ میدهد: هر یک از این متنها چه گفتمانی را بازتولید میکنند؟ چه رابطهای میان گفتمانهای آنها وجود دارد؟ همچنین هر یک از این روابط بیناگفتمانی چه تأثیری بر بازیابی هویت فرهنگی ـ هنری ایرانی دارد؟ این پژوهش از نوع بنیادی و روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی و رویکرد بیناگفتمانی است. خوانش فرامتنی و گفتمانی چهار متن تصویری نوشتار پیشرو نشان داد که این متنها سه گفتمان عرفانی ـ اسلامی گذشته، ایرانی ـ اسلامی معاصر و فرهنگی ـ اروپایی معاصر را بازتولید میکنند. همچنین پیشینه و بافت فرهنگی و سنت هنری نقش مهمی در نوع رابطه میان این گفتمانها و چگونگی بازیابی هویت فرهنگی ـ هنری ایرانی در دورة پستمدرن داشته است.