پیکربندی «زمان» در داستان «سیاوش»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی،
2 دانشیار دانشگاه خوارزمی
doi
چکیده
پویایی فرایند قرائت متن، حاصل تمهیدهایی است که همچون خطوطی پیاپی، زنجیرۀ فرضیّههای خواننده را دستخوش تغییر میکند. بررسی پیکربندی زمان در داستان سیاوش نشان میدهد که الگوی هنرمندانۀ پیرنگ از طریق برجسته کردن تمهیدهای هنری، از جمله بههمریختگی توالی زمانی رویدادها شکل میگیرد. راوی با در نظر داشتن قانونهایی که رابطۀ مستقیمی با ترتیب زمانی آنها دارد، در ترتیب نقل وقایع و کنشهای داستانی دست به گزینش میزند و با حذف یا ارایۀ اطّلاعات در خارج از جایگاه خود،سرعت ادراک خواننده را نسبت به متن کاهش میدهد و او را به همگون ساختن اطّلاعات پیشین خود با آخرین بخش از اطّلاعات ارائه شده در متن ترغیب میکند. راوی با تمرکز بر گونۀ روایی آیندهنگر و جهتگیری کلّ داستان به سوی پیشبینی اوّلیّه، خواننده را با خود همراه میسازد. در اینگونه روایتها، مخاطب در پی کشف رویدادها نیست، بلکه میل به دانستن نحوۀ وقوع حوادث داستانی، خواننده را تا پایان روایت همراهی میکند.