مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی-رفتاری در مسئولیت‌پذیری افراطی و علائم بالینی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری-اجباری

نویسندگان

1 Department of Psychology, TeMS.C.,Islamic Azad University, Tehran, Iran.

2 PhD. student of counseling, Department of Psychology, Bojnord Branch, Islamic Azad University, Bojnord, Iran.

3 Assistant professor, Department of Psychology, Bojnord Branch, Islamic Azad University, Bojnord, Iran.

doi
10.22038/JFMH.2025.85245.3205
چکیده

مقدمه: اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) یک وضعیت ناتوان‌کننده سلامت روان است. دو رویکرد درمانی برای درمان OCD عبارتند از رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) و درمان شناختی-رفتاری (CBT). هدف از مطالعه حاضر مقایسه این درمان‌ها بر مسئولیت‌پذیری افراطی و علائم بالینی در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-اجباری بود.روش‌ کار: جامعه آماری شامل افرادی بود که در سال 1401 با تشخیص اختلال وسواس فکری-اجباری به مرکز روانشناسی آرتمان در مشهد، ایران مراجعه کرده بودند. نمونه شامل 45 نفر بود که به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه مساوی تقسیم شدند: رفتاردرمانی دیالکتیکی، درمان شناختی-رفتاری و گروه کنترل. ما از مصاحبه بالینی ساختاریافته برای تشخیص اختلال وسواس فکری-عملی، پرسشنامه وسواس فکری-اجباری مادزلی (MOCAI) و پرسشنامه مسئولیت‌پذیری کالیفرنیا استفاده کردیم. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ها: تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که هر دو روش رفتاردرمانی دیالکتیکی و رفتاردرمانی شناختی، علائم اختلال وسواس فکری-اجباری (P< 0.001) و مسئولیت‌پذیری افراطی (P< 0.001) را کاهش دادند. در حالی که، درمان شناختی رفتاری مؤثرتر از درمان رفتاری دیالکتیکی بود (P< 0.001).نتیجه‌گیری: این نتایج نشان‌دهنده کاربرد درمان شناختی رفتاری و رفتاردرمانی دیالکتیکی برای کاهش علائم بالینی اختلال وسواس فکری-اجباری است و هر دو درمان به عنوان مداخلات مبتنی بر شواهد برای بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری-اجباری امیدوارکننده هستند.