بررسی نگرش شهروندان به اثرات خزش شهری (مورد مطالعه: شهر دماوند)
نویسندگان
1 استادیارگروه جغرافیا، دانشکده فرماندهی و ستاد، دانشگاه علوم انتظامی امین
2 استادیارگروه جغرافیا، دانشکده فرماندهی و ستاد، دانشگاه علوم انتظامی امین
3 استادیارگروه جغرافیا، دانشکده فرماندهی و ستاد، دانشگاه علوم انتظامی امین
4 استادیارگروه جغرافیا، دانشکده فرماندهی و ستاد، دانشگاه علوم انتظامی امین
doi
10.22059/jhgr.2020.285523.1007975چکیده
گسترش کالبدی سکونتگاههای شهری در چارچوب مفهوم خزش شهری یکی از عوامل اصلی تغییر چشمانداز جغرافیای شهری در جهان معاصر به شمار میآید؛ این پدیده پیامدها و چالشهای بسیاری برای توسعة پایدار و زیستپذیری نواحی شهری در پی دارد. در اغلب موارد خزش به مفهوم گسترش فیزیکی و رشد کنترل نشده و بیبرنامۀ سکونتگاههای شهری در قلمرو فضاهای پیراشهری شناخته میشود. هدفِ این پژوهش، بررسی ادراکات شهروندان از اثرات خزش شهری در دماوند از توابع استان تهران است. در چارچوب روششناسی کمّی با رویکرد توصیفی پیمایشی، از 384 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از یک پرسشنامه استاندارد پرسشگری به عمل آمد. آزمون کلموگروف اسمیرنوف برای بررسی وضعیت نرمالیتی دادهها به کار رفت. پس از اطمینان از نرمال بودن دادهها، آزمون تی تکنمونهای برای تجزیه و تحلیل آماری به کار رفت. پایایی هر یک از ابعاد پنجگانۀ مورد بررسی، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که از دیدگاه شهروندان اثرات منفی خزش شهری در همه ابعاد بررسی شده بالاتر از از حد متوسط است. در این میان، مهمترین اثرات منفی خزش شهری در دماوند از دیدگاه شهروندان عبارتاند از: "تغییر غیراصولی کاربری زمینهای کشاورزی"، "افزاش آلودگی هوا"، "افزایش هزینههای احیای طبیعت و حفاظت از محیط زیست"، "اختلال در نظم و امنیت اجتماعی و اقتصادی شهر"، " رشد فیزیکی شهر به طور بیبرنامه، خودجوش و کنترلنشده". یافتههای پژوهش دربردارنده نتایج کاربردی برای نهادهای مرتبط با برنامهریزی شهری و منطقهای و همچنین آمایش سرزمین در شهرستان دماوند است.