مقایسه برخی مدل‌های ریاضی غیرخطی برای توصیف منحنی رشد گوساله‌های سیستانی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

2 استادیار، پژوهشکده دام‌های خاص، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

3 استادیار، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سیستان، زابل، ایران.

4 دانشیار، گروه علوم دامی و بیوانفورماتیک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

5 دانشیار، گروه علوم دام و طیور، پردیس ابوریحان، دانشگاه تهران، پاکدشت، ایران.

doi
10.22059/jap.2021.326557.623626
چکیده

هدف از این پژوهش، برازش مدل­های غیرخطی مختلف برای توصیف منحنی رشد و انتخاب مناسب­ترین مدل توصیف­کننده منحنی رشد برای گوساله­های گاو سیستانی بود. از رکوردهای وزن بدن 241 گوساله (118 رأس نر و 123 رأس ماده) که توسط ایستگاه تحقیقات گاو سیستانی زهک بین سال­های 1389 تا 1396 جمع­آوری شده بود، استفاده شد. چهار مدل غیرخطی (گمپرتز، لجستیک، ریچاردز، و ویبول) بر روری رکوردهای وزن بدن برازش و مناسب­ترین مدل توسط معیار­های برازش نیکویی (جذر میانگین مربعات خطا، معیار اطلاعات بیزی، معیار اطلاعات آکائیک و ضریب تعیین تصحیح‌شده) مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس معیار­های برازش نکویی، مدل ریچاردز مناسب­ترین تابع برای توصیف منحنی رشد در گوساله­های نر و ماده بود. اثر جنس بر روی فراسنجه­ های منحنی­ ها در بسیاری از توابع معنی­ دار بود (0/05>P). مدل­های لجستیک و ریچاردز به‌ترتیب بالاترین و پایین­ترین مقدار فراسنجه مرتبط با وزن ابتدایی را داشتند. گوساله­های نر در سن و وزن بالاتری نسبت به گوساله ­های ماده به نقطه عطف رسیدند. با توجه به نتایج حاصل برای مدیریت بهتر تغذیه­ای و انتخاب برای رشد سریع با صحت بالا، می­توان از مدل مناسب جهت بررسی الگوی رشد این نژاد استفاده نمود.