استحالۀ نقش‌مایه‌های تصویری ـ دیداری به نقش‌مایه‌های نوشتاری با نگاهی به هنر زیورآلات معاصر ایرانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران(نویسنده مسئول)

2 دانشیار گروه طراحی صنعتی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران

3 دانشیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22083/jccs.2018.147069.2557
چکیده

زیورآلات معاصر در جایگاه هنر عینی و کاربردی، در پیکره خود علاوه‌بر نقش­مایه­های تصویری، دربرگیرنده نقش­مایه­های نوشتاری است، چنان‌که پیکره زیورآلات به‌مثابۀ بوم نقاشی به بازتاب روایت­های کلامی می‌پردازد. نقش‌مایه ﺷﺪن ﻧﻮﺷﺘﺎر به دنبال استفاده از ﻧﻘﻮش ﺳﻨﺘﯽ ﻫﻨﺮ اﯾﺮان و ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮی از ﻋﻨﺎﺻﺮی از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎمة اﯾﺮاﻧﯽ و تایپوگرافی ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﯽ از طراحان زیورآلات معاصر ایرانی با تأکید فراوانی در دهه‌های اخیر مورد استفاده قرار گرفته ­است. مطالعه پیش­رو با نگاهی بینارشته­ای به بررسی علت­یابی حضور نقش‌مایه­های نوظهور نوشتاری در رمزگان زیورآلات این عصر می‌پردازد. این جستار با بهره­گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی  و اﺗﺨﺎذ روﯾﮑﺮد ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮔﻔﺘﻤﺎن لاکلو و موف و نشانه­شناسی نوشتار، ﺑﻪ ﺑﺎزﺧﻮاﻧﯽ و ﺑﺮرﺳﯽ ﯾﮑﯽ از ﺗﺤﻮﻻت زیورسازی، در ﻣﻘﻄﻌﯽ از ﺗﺎرﯾﺦ  ﻣﻌﺎﺻﺮ طراحی زیورآلات پرداخته ­است. این پژوهش به دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال است که، ﭼﻪ ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﻣﻮﺟﺐ اﺳﺘﺤﺎلۀ ﻧﻮﺷﺘﺎر و ﺧﻮﺷﻨﻮﯾﺴﯽ ﺑﻪ نقش‌مایه در زیورآلات معاصر ایرانی شده ­است. رهاشدن از قیود کارکردهای سنتی و صرفاً تزیینی زیورآلات، تأکید بر اهمیت محتوای متون و انتقال پیام به مخاطب و تبدیل شدن زیورآلات به رسانه­، عامل اصلی استحالۀ نقش­مایه­های تصویری ــــــ دیداری به نقش­مایه­های نوشتاری در پیکره زیورآلات معاصر شده ­است.