زوال تکنیک‌های قدرت دیپلماتیک در پایان عهد قاجار (پدیدارشناسی سفر اول ناصرالدین شاه به فرنگ)

نویسندگان

1 استاد بازنشسته دانشگاه ویرجینیا

2 کارشناس ارشد علوم سیاسی

doi
چکیده

انسان­ها تا هنگامی که مواجهه عملی و اندیشه­ای با غیر پیدا نکنند، توان شناخت و خودآگاهی بدست نمی‌آورند، به ویژه آنکه جماعت انسانی دارای سابقه تاریخی، فلسفی، سیاسی باستانی و امپراطوری باشند که درجات ماندن در خود با تصورات نارسیستی در آنها تشدید می­شود. این مقاله قصد دارد به بررسی یکی از نخستین برخوردهای ایرانیان در اواخر دوره قاجار با فرهنگ و تمدن غرب بپردازد. نگهبان زبان و فرهنگ ایرانی از رأس هرم حاکمیت یعنی ناصرالدین شاه انتخاب شده است و قصد بر آن است با تکیه بر نوشته­ها و اسناد به جای مانده از سفر تاریخی پنج ماهه او به روسیه، آلمان، انگلیس، فرانسه، اتریش، سوئیس، ایتالیا و عثمانی تصویری زبانی ترسیم گردد تا در پرتو آن نشان داده شود که چگونه تکنولوژی­های قدرت سیاسی و دیپلماتیک ایران در پایان عهد قاجار رویه­ای زوالی پیدا کرده است. روش نوشتار حاضر به دلیل همدلی سنت و فرهنگ سیاست عهد قاجار با بسترهای ضد مدرنیته و روشنگری و به ویژه تأکید نهایی بر تکنولوژی، پدیدارشناسی انتخاب شده است. با استفاده از شیوه­هایی که این روش برای تحلیل گزارش‌ها و اسناد سیاسی، دیپلماتیک و تاریخی در اختیار محققان قرار می­دهد به دنبال تبیین این نکته باید بود که چگونه زبان رام نشده، بی‌ادبانه، متافیزیکی، تقدیرگرا، استبدادی، پدرسالارانه و قبیله­ای ناصرالدین شاه ترسیم کننده وجهی از سیاست در حال زوال و فروپاشی قاجارهاست که متأسفانه در این دوران انحطاط آمیز، زمینه تجزیه و زوال ایران را فراهم می­آورد. این نوشتار بررسی پدیدارشناسانه نخستین برخورد هرم حاکمیت ایران با کشورهای قدرتمند را ترسیم می­کند و زوال تکنولوژی‌های قدرت در سیاست نظری و عملی قاجارها را نشان می­دهد.