زنان، سبکهای فراغتی و خانواده در شهر تهران
نویسندگان
1 استادیار گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان، ایران، آشتیان ( نویسنده مسئول)
2 استادیارگروه فقه و مبانی حقوق، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، ایران، تهران
doi
10.22083/jccs.2019.134499.2454چکیده
اوقات فراغت را میتوان بهطور نسبی پدیده ای مدرن و شهری تلقی کرد. در فضای اجتماعی شهرها و روستاهای ماقبل مدرن به دلایل گوناگون نیاز به فراغت در معنای امروزین خود نبود یا حداقل فراغت به صورت نهادی اجتماعی یا تشکیل نشده بود و به شکلی ابتدایی در اختیار خانوادههای طبقات مرفه بود. در این مقاله با اتکا به سه مبحث در ادبیات اوقات فراغت یعنی رابطه بین کنشگر و ساختار، رابطه بین جنسیت و فضاهای شهری و رابطه بین مدرنیته، سبک زندگی و اوقات فراغت، سعی شده است پایه ای نظری برای تحلیل نظری و تجربی وضعیت فراغت زنان واقع در دورههای مختلف زندگی فراهم شود. تحقیق گرداگرد دو مفهوم ساخته شده براساس دیدگاه گیدنز یعنی «فراغت شهروندی» و «ساختمندی فراغتی» پایهگذاری شده است و برخی شواهد را در این زمینه جمعآوری کرده است. دادهها از 1200 زن و دختر ساکن در شهر تهران به شیوه پیمایشی و با ابزار پرسشنامه بهدست آمده و پس از انجام مراحل مختلف تحلیل عاملی مشخص شده است که اولاً 11 سبک فراغتی مختلف بین زنان وجود داشته است و دوم اینکه وضعیت موجود فراغتی زنان را میتوان بسیار وابسته به خانواده و محتاج فاصلهگیری از فضای خانه و خانواده توصیف کرد. زنان عمدتاً از وضعیت فراغت خود ناراضیاند و عمده فراغت خود را با خانواده میگذرانند. تحقیق تفاوتهای مهمی را بین نسل های مختلف از نظر ذایقه فراغتی نشان داده است.