ساختار روایت زنانه در رُمان «پرندة من» نوشتة فریبا وفی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تهران

doi
10.22054/ltr.2014.6620
چکیده

نویسندگان زن در حوزة ادبیّات داستانی در برابر تقسیم‌بندی جامعه به مردانه و زنانه مقاومت می‌کنند، به مشکل هویّت و جایگاه زن ایرانی در یک مرحلة تغییر و تحوّل اجتماعی می‌پردازند و تلاش زنان برای خودیابی را با انتقاد از جامعة مردسالار درمی‌آمیزند، امّا نوع و چگونگی این ایستادگی نیازمند تبیین است. هر نویسنده‌ای برای بیان اندیشه‌ها و مفاهیم خود علاوه بر انتخاب موضوع از روش، طرح، نشانه و شیوه‌های روایتگری خاص استفاده می‌کند. فریبا وفی از داستان‌نویسان پُرکار عصر ماست که مهم‌ترین دغدغه‌اش مسایل زنان است. رمان پرندة من اوّلین رمان اوست که با شیوه‌ای خاص، به صورت جدّی به مسایل زنان پرداخته است. در این مقاله، بر اساس روایت‌شناسی ساختاری به تبیین پیوند ژرف‌ساخت و نحوة روایتگری این رمان پرداخته‌ شده است. نویسنده با استفاده از زاویة ‌دید منْ‌راوی، داستان را از زبان یک زن بازنمایی کرده است تا بتواند اعتراض زنان نسبت به مقام و موقعیّت آنان را بیان کند. گاهی اعتراض‌های راوی نسبت به وضعیّت زنان در قالب توصیف وضعیّت موجود و به صورتی آشکار جلوه می‌کند، امّا بسیاری از مفاهیم و ژرف‌ساخت داستان در قالب اطّلاعات تلویحی به مخاطب عرضه شده است. راوی با ترسیم وضع ناگوار زن در جامعه و خانواده، مخاطب را از این وضع آگاه می‌سازد و این آگاهی‌بخشی برای بهبود وضعیّت زنان است. بسامد نقل حالت‌محورها و توصیفات، به نسبت عمل‌محورها بیانگر آن است که زن دایم در خانه و آشپزخانه است و مجالی ندارد جز «نقل»، آن هم از شیشة پنجرة آشپزخانه یا فکر و خیال کردن یا نامه نوشتن دربارة همان مسایلی که دایم با آنها دست به گریبان است.