توانسنجی کاربری کشاورزی اراضی ملی با رویکرد آمایش سرزمین (مطالعۀ موردی: حوضۀ چالانچولان در شرق استان لرستان)
نویسندگان
1 دکتر، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکدة جغرافیای دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، گروه جغرافیا، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.22059/jtcp.2020.304873.670128چکیده
با توجه به اهمیت روزافزون مسائل زیستمحیطی و افزایش دخالت بشر در محیطهای طبیعی، لازم است با بهکارگیری رویکرد آمایش و توسعة پایدار، در جهت حفظ منابع طبیعی کوشید و همسو با سرزمین و توان تولیدی آن حرکت کرد. توپوگرافی ناهموار استان لرستان سبب شده بخش زیادی از اراضی، به دلیل شیب تند و جلوگیری از تخریب منابع طبیعی، به عنوان اراضی ملی شناخته شوند. اما برخی فعالیتها، مانند کشاورزی و صنعت و گردشگری و ...، با شرایط و ضوابط خاص در آنها امکانپذیر است. با توجه به وابستگی اقتصاد منطقه به کشاورزی و افزایش بیکاری، میتوان با رویکرد آمایش سرزمین و بر اساس توانهای محیطی فعالیتهای کشاورزی را در این اراضی توسعه داد. در این تحقیق، با ماهیت کاربردی، هدفْ تعیین توان اراضی ملی حوضة چالانچولان در شرق استان لرستان جهت توسعة فعالیتهای کشاورزی بود و از ابزار و دادههایی مانند نقشههای توپوگرافی و زمینشناسی و دادههای اقلیمی و خاکشناسی و هیدرولوژی و نرمافزار Arc GIS جهت تعیین اراضی ملی دارای توانایی کشاورزی بر اساس دستورالعملها و استانداردهای سازمان جنگلها و مراتع کشور، با در نظر گرفتن شرایط محلی، استفاده شد؛ طوری که ابتدا واحدهای اراضی (ژئومورفولوژی) تهیه و سپس کاربریهای مجاز در هر یک از واحدهای همگن زیستمحیطی تعیین شد. در ادامه از متغیرهای مختلف جهت شایستگی اراضی ملی برای کاربریهای کشاورزی استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد اراضی ملی محدودة مورد مطالعه برای زراعت دیم در مقایسه با زراعت آبی و باغداری مناسبترند که دلیل آن خاکزایی ضعیف ناشی از ویژگیهای زمینشناسی منطقه و منابع آبی محدود است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که اراضی واقع در دشتها و رسوبات آبرفتی برای کشاورزی آبی و باغداری و دشتسرها برای کشت دیم مناسبترند.