تئاتر خصوصی ایران از منظر فعالان عرصۀ نمایش

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران (نویسندۀ مسئول)

2 کارشناسی‌ارشد کارگردانی تئاتر دانشگاه تهران

doi
10.22083/jccs.2019.132000.2433
چکیده

این پژوهش با میانجی مطالعۀ موردی تئاتر خصوصی، برخی از زمینه­های اقتصادی- اجتماعی کلان اقتصاد هنر در ایران را واکاوی می­کند. در سال‌های اخیر، شمار افرادی که به­‌واسطۀ آموزش‌های دانشگاهی یا شیوه‌های معمول دیگر به «جامعۀ تئاتری» می­پیوندند، افزایش یافته است. این در حالی است که به‌رغم افزایش جمعیت «تئاتری­ها»، زیرساخت‌ها چندان تغییری نکرده­اند و امکانات سخت‌افزاری سالن‌های نمایشی کم­و­بیش همان‌ است که بود. از اوایل دهۀ 80، این ایده که خصوصی­سازی تئاتر راه­حلّ این مشکل و بسیاری دیگر از دردهای تئاتر ایران است به «ایده­ای هژمونیک» بدل شد. بسیاری از فعالان عرصۀ نمایش این ایده را پذیرفتند. متولیان دولتی نمایش نیز برای خروج از بحران کمبود سالن‌های نمایش، نیم­نگاهی به بخش خصوصی انداختند. اکنون با گذشت نزدیک به دو دهه از آن زمان، بیش از 20 تماشاخانۀ خصوصی در کنار تماشاخانه­های دولتی در تهران فعالیت می­کنند. حال وقت پرسیدن این پرسش است که آیا این برنامه توانست گرهی از کار فروبستۀ نمایش ایران بگشاید؟ دولت و بخش خصوصی در تئاتر چه نسبتی با یکدیگر برقرار کرده­اند؟ فعالان و «ذی‌نفعان» میدان نمایش، این تجربه را چگونه ارزیابی می­کنند؟ و اینکه مرور تجربۀ تئاتر خصوصی چه چیزی دربارۀ «اقتصاد فرهنگ» در ایران به ما می‌گوید؟ این پژوهش درصدد بوده است که این پرسش­ها را بر پایۀ بازخوانی دیدگاه‌ها و ارزیابی‌های «اهالی تئاتر» پاسخ گوید؛ اما فهم «فعالیت بخش خصوصی در تئاتر» به­عنوان مقوله­ای از اقتصاد هنر، مستلزم درک مناسبات کلی­تر اجتماعی ـ اقتصادی است. بدین سبب مقاله کوشیده است «تئاتر خصوصی در ایران» را در پس‌زمینۀ تحولات اقتصادی ـ اجتماعیِ دو دهۀ اخیر ایران تحلیل کند. این پژوهش نشان می­دهد که چگونه روند مسئله­آمیز اقتصادی ـ اجتماعی دو دهۀ اخیر ایران در «میدان نمایش» بازتاب یافته است. یکی از پیامدهای این روند، تأسیس «تماشاخانۀ خصوصی» به­جای «تئاتر خصوصی» است.