تحلیل برهمکُنش کارکرد آموزش عالی و صنعت در ایران از منظر آمایش سرزمین
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکترا، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشجوی دکترا، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
5 استادیار، گروه جغرافیا، دانشکدة آموزش، دانشگاه گرمیان، کلار، سلیمانیه، عراق
doi
10.22059/jtcp.2020.304165.670123چکیده
یکی از جنبههای بسیار مهم توسعه از منظر آمایش سرزمین تحلیل فرایندهای بلندمدت اثرگذار بر سازوکارهای نهادی سرزمین و تعیین سهم مناطق از این جریان است. مدتهای مدید است که اقتصاد با سرعت بسیار به سمت داناییمحوری در حال حرکت است و کشورهایی که از این مهم غافل شدهاند از توسعة بنیادین بازماندهاند. در این پژوهش کاربردی با رویکردی تحلیلی و نگاه کمّی لزوم طرح یک بینش راهبردی در خصوص ارتباط دوسویة آموزش عالی و بخش صنعت کشور بررسی شد. در فرایند کار، پس از جمعبندی مطالعات و مبانی نظری، با طرح سؤال یا فرضیة پژوهش و تعیین روشهای ارزیابی و تحلیل، اطلاعات تفصیلی مربوط به بیش از ۱۱ متغیر، شامل دادههای تابلویی 31 استان ایران طی سالهای 1395 تا 1398، جمعآوری و تحلیل شد و با کمک نرمافزارهای Exel، Eviews، و Arc GIS با استفاده از روش اقتصادسنجی فضایی، روش گشتاورهای تعمیمیافته (GMM)، ماتریس وزنی و همبستگی فضایی جغرافیایی (λ)، و آزمونهای تشخیصی KP – HET سؤال پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. بر اساس نتایج بهدستآمده، همبستگی فضایی بین دو بخش آموزش عالی و صنعت در سطح بالایی معنادار و شوک وارده ناشی از توسعة صنعتی و آموزشی کاملاً دوسویه است؛ بدین معنی که شوک وارد بر یک استان به دیگر استانهای کشور نیز سرایت کرده است. نتایج این پژوهش مهر تأییدی بر کلیشة سیاست تمرکزگرایی و نقشهای تفویضی و نه لزوماً آمایشی مناطق خاصی از ایران است. بدین صورت که با تأیید همبستگی فضایی بسیار بالا 9 استان کمتر توسعهیافته، با فقدان زیرساختهای بخش آموزش عالی، توسعة صنعتی ناچیزی داشتهاند و بالعکس نتایج این پژوهش نشان میدهد که چگونه تقاضای بازار کار فارغالتحصیلان دانشگاهی با کارکرد صنت و صنایع دانشبنیان کشور همسو میشود.