بررسی مؤلفه‌های شخصیت پرخاشگر براساس نظریۀ کارن هورنای در آثار جمال‌زاده و هدایت با تکیه بر داستان‏های آدم ‌بدنام و علویه ‌خانم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

doi
10.22083/jccs.2018.129404.2419
چکیده

پرخاشگری یکی از انواع روان رنجوری است. برخی از روانشناسان چون فروید، آدلر، هورنای، گوردون آلپورت، مک‌ کری، پل کاستا، فروم و موری نظریاتی را دربارۀ پرخاشگری مطرح کرده‌اند. در این پژوهش، نظریۀ کارن هورنای به عنوان چارچوب نظری انتخاب شده است؛ زیرا دیدگاه او با داستان‌های  جامعۀ آماری این پژوهش و همچنین با نحوۀ شخصیت‌پردازی داستان‌ها، تناسب بیشتری دارد. هورنای، یکی از پیروان فروید در زمینۀ روان‌کاوی اجتماعی است. وی، افراد روان‌رنجور را به سه تیپ: 1. مهرطلب ( مطیع) 2. برتری‌طلب (پرخاشگر) 3. عزلت‌طلب (منزوی)، تقسیم می‌کند. برتری‌طلبی‌ یا پرخاشگری، موضوع اصلی این پژوهش است. از مباحثی که هورنای دربارۀ پرخاشگری مطرح کرده‏است؛ شش مؤلفۀ مهم به روش استنتاجی و استنباطی به دست آمد که عبارت‌اند از: 1. سلطه‌جویی، بی‌اعتنایی به دیگران و داشتن توقعات نابجا 2. بدزبانی وتحقیر دیگران 3. بی‌رحمی4. آشکار کردن بی‌ملاحظۀ خشونت 5. اصالت منفعت و استثمار دیگران 6. جر و بحث شدید و انتقاد از دیگران . بررسی‌ها نشان می‌دهد که بسامد مؤلفۀ بدزبانی ‌و تحقیر دیگران، از سایر مؤلفه‌ها بیشتر است . روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است. چشم‌انداز پژوهش، نشان‌دهندۀ آن است که پرخاشگری، یکی از ویژگی‌های مهم رفتاری ایرانیان بر اساس داستان‏های جمال‌زاده و هدایت است؛ زیرا در این داستان‏ها شمار زیادی از مصادیق پرخاشگری وجود دارد.