تغییر ساختارهای لغت‌سازی و اصطلاح‌یابی از قرن چهارم تا هفتم با تکیه بر شاهنامه (دفتر سوم) و بوستان

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تهران

doi
10.22054/ltr.2013.6600
چکیده

واژه‌سازی نیاز همیشگی زبان‌هاست و این نیاز با پیشرفت روزافزون علوم و فنون، بیشتر احساس می‌شود؛ زیرا به ازای یافته‌ها و مفاهیم نو باید لغات جدیدی خلق کرد و یا بار معنایی جدیدی به لغات افزود. یکی از امکانات زبان فارسی برای واژه‌سازی استفاده از ترکیب و اشتقاق بر اساس الگوهای مشخص صرفی است. از منابع مورد اعتماد برای استخراج الگوهای لغت‌سازی، متون زبان فارسی است؛ متونی که زاده‌ی اندیشه و ذوق بزرگانی چون فردوسی، نظامی، مولانا، سعدی و دیگران است. جایگاه فردوسی و سعدی در زبان و ادب فارسی بر کسی پوشیده نیست. دو شاعر زباندان بزرگ که فاصله‌ی ایشان با هم سه قرن است و در این مقاله، ساختارهای ترکیبی مشترک شاهنامه و بوستان را با چند مثال ذکر کرده‌ایم و سپس از معدودی از تفاوت‌ها نیز سخن گفته‌ایم. در مورد اشتقاق به دلیل محدودیت، تنها به بیان نکات حاصل از مقایسه‌ی این مقوله در دو متن پرداخته‌ایم. سپس از تفاوت‏های معنایی و جایگزینی کلمات سخن گفته‌ایم و در پایان، فراوانی بخشی از ساختارها را با نمودار نشان داده‌ایم.