بازتاب نقد قدرت در اشعار شهاب نیریزی (تحلیل متنی بازمانده از عصر قاجار، از دیدگاه تاریخ‌گراییِ نوین)

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22054/ltr.2013.6602
چکیده

مطالعات بینارشته‌ای و یاری‌جستن از نظریّه‌های مطالعات انتقادی، از رهیافت‌های کاربردی‌کردنِ پژوهش‌های نقّادانة متون ادبی است. «تاریخ‌گراییِ نوین» (New historicism) یکی از جدیدترین شیوه‌های تحلیل متن در عرصۀ مطالعات نقّادانة ادبی است که به «تاریخیّتِ متن و متنیّت تاریخ» باور دارد و به بازسازی ذهنیّت و جهان‌بینی مستتر در متن و دریافت رابطۀ این ذهنیّت با ساختار قدرتِ زمانۀ آن می‌پردازد. در نوشتۀ حاضر، پس از معرّفی و مروری بر زندگانی سیّد اشرفِ نیریزی، متخلّص به «شهاب»، از دید تاریخگراییِ نوین به مهم‌ترین ستایۀ وی، که خطاب به احمدشاه قاجار و در تهنیت بازگشت او از سفر فرنگ سروده شده است، نظری افکنده خواهد شد. «شهاب» از سرایندگان عصر قاجار است که اشعار وی را باید یکی از حلقه‌های ناشناختۀ شعر بازگشت در عصر مشروطه دانست. وی شیخ‌الاسلام نیریزِ فارس از دورۀ ناصرالدّین‌شاه تا احمدشاه و صاحب قریحه‌ای سرشار بود و برخلاف گفتۀ عماد فقیه کرمانی که: «دو مقام است که با هم نشود جمع، عماد مذهب عاشقی و منصب شیخ اسلامی» عاشق‌پیشگی و ذوق شاعری را با شغل شیخ‌الاسلامی توأمان داشت. در نوشتۀ حاضر، پس از نگاهی به وقایع و اوضاع اجتماعی عصر شهاب و نگاهی به ستایۀ وی، برمبنای تاریخگراییِ نوین، رابطۀ ذهنیّت موجود در متن با «قدرتِ» زمانۀ آن تحلیل خواهد شد. خواهیم دید که از دید اغراض ثانویۀ جملات، ستایۀ شهاب بیش از مدحِ شاه قاجار، بیانگر نقد پنهان و گاه آشکارِ «هژمونیِ» دستگاه حاکمه است. تصحیح و تحلیل سروده‌های شهاب برای دستیابی به تصویر و شناختی هر چه دقیق‌تر از زنجیرۀ شعرِ بازگشت و ادبیّات عصر مشروطه، چه از منظر فُرم و تتبّع آثار پیشینیان، چه از لحاظ معنا و اندیشه-های نهفته در متن حائز؛ زیرا است.