صورت‌بندی مسئله احساسات در ایران معاصر نظریه‌ای دربارۀ پویایی الگوهای عاطفی در ایران

نویسندگان

1 دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22083/jccs.2018.143045.2525
چکیده

این مقاله ارائه دیدگاهی درباره تغییر عواطف یا احساسات در ایران معاصر است. در بخش مقدمه مسئله را صورت بندی می کنم و دیدگاه کلی برای تحلیل احساسات در ایران معاصر را این مقاله، ارائه دیدگاهی دربارۀ تغییر عواطف یا احساسات در ایران معاصر است. در بخش مقدمه، مسئله را صورت‌بندی می‌کنم و دیدگاه کلی را برای تحلیل احساسات در ایران معاصر شرح می‌دهم. در بخش دوم، مباحث نظری و مفهومی را دربارۀ  «انگارۀ فرهنگی»، «ساختار احساسات» و الگوهای سه‌گانۀ عواطف و نظریۀ پیچیدگی تشریح و با الهام و اقتباس از نظریه‌های ریموند ویلیامز، آلن تورن، سی رایت میلز و ادگار مورن، چارچوبی تحلیلی برای تحلیل مسئله احساسات در ایران تدوین می‌کنم. بخش اصلی مقاله به تشریح و بیان تفصیلی ساختار احساسات در ایران اختصاص دارد. در اینجا سه الگوی ساختار احساسات در ایران شامل «الگوی رسوب‌یافته»، «الگوی امروزی‌شده و مسلط» و «الگوی درحال‌ظهور» را از یکدیگر تفکیک کرده‌ام.      درونمایۀ اصلی تحلیل و توصیفی که در اینجا از ساختار احساسات در ایران معاصر ارائه کرده‌ام این است که احساسات، «برساخت ‌اجتماعی» است که با تحولات تاریخی و اجتماعی در هر جامعه ازجمله جامعۀ ایران دگرگون می‌شود. این دیدگاه در مقابل «رویکرد ذات‌پندارانه»ای است که ایرانیان را براساس الگوی احساسات ازلی و تغییرناپذیر تحلیل می‌کند. هچنین این مقاله از نظر روش‌شناسی، تحلیل مفهومی و فرهنگی است.