مفهوم «عدم» در آثار بیدل دهلوی و مقایسة آن با اندیشههای ابنعربی
نویسندگان
1 دانشجوی دانشگاه گیلان
2 دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2013.6591چکیده
یکی از موضوعهای اصلی و به سخنی دیگر و بهتر، اساسیترین موضوع در تصوّف و عرفان اسلامی بحثِ «وجود» است که با ظهور عارف اندلسی، «محییالدّین ابنعربی» در قرن هفتم و پس از آن تاکنون در ادب فارسی جلوة آشکار و نمودی پُررنگ دارد. به تَبَعِ آن، برایِ روشن کردنِ حقیقتِ «وجود» و «موجود» و نیز منشأ موجودات، در مرتبة پس از آن، مقولة دیگری که در عرصة علم عرفان نظری از آبشخورِ مقولة «وجود» آب خورده است و مورد بحث و بررسی قرار گرفته، مقولة «عدم» است. این جُستار به بررسی مقولة «عدم» در زبان و آثار «بیدل دهلوی» میپردازد و در پیِ آن است تا با جستجوی مفاهیم «عدم» در کلّیّات آثار وی به این نتیجه برسد که آیا در این باره، شباهت اندیشگانی میانِ بیدل دهلوی و ابنعربی وجود دارد یا نه؟ در این راستا، نخست به مقولة «عدم» در آثار ابنعربی پرداخته شده، سپس دیدگاه بیدل دهلوی واکاوی شده، با نظر ابنعربی مورد مقایسه قرار گرفته، در نهایت نیز نتیجة تأثیرات ابنعربی بر بیدل بیان شده است.