دلایل پیکرگردانی در داستان‌های هزار و یک شب

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه الزهرا

doi
10.22054/ltr.2012.6577
چکیده

از موتیف‌های رایج افسانه‌ها و داستان‌های کهن، پیکرگردانی (Metamorphosis) یا تغییر شکل ظاهری موجودات با استفاده از نیرویی ماوراءالطبیعی یا جادو است. بسیاری از پیکرگردانی‌ها در داستان‌ها حامل بار معنایی اسطوره‌ای-روان‌شناختی هستند و تبیین آن‌ها مستلزم گوش فرادادن به امواج «ناخودآگاهی جمعی» در ژرفای تاریک-روشنِ افسانه‌ها است. در بررسی حکایت‌های هزار و یک شب با گستره‌ی وسیعی از فرافکنی‌های روان انسان در قالب موجودات و اشیاء مواجه هستیم که تا حدودی بیانگر اضطراب و آلام روح آدمی در مسیر زندگی است. کارکردهای مشترک پیکرگردانی در داستان‌های هزار و یک شب را باید در شباهت‌های بیرونی و کارکردهای غیرمشترک آن را در حقایق متفاوتی که شخص از آن آگاه می‌شود جست‌و‌جو کرد؛ حقایقی که به صورت مکاشفه‌وار موجب غلبه بر ترس، ایجاد حس پرستش و رسیدن به آگاهی قهرمان از ماهیت زمان و اندیشه و ناخودآگاهی می‌شود. دلایل به دست آمده برای پیکرگردانی در پژوهش حاضر، یافته‌های حاصل از بررسی داستان‌های هزار و یک شب با نگاهی رمزپردازانه است که در سه سطح داستانی، روانکاوی- فردی و تأویل‌های رازآموزانه ظهور و بروز می-یابد. در این مقاله فرآیند فردیت به عنوان مهم‌ترین عامل روان‌شناختی پیکرگردانی مورد بحث قرار می‌گیرد؛ همچنین میل به جاودانگی مهم‌ترین عامل اسطوره‌ایـ دینی، و طنز، پنهان‌کاری، سرگرمی و نیرنگ نیز از دلایل دیگر شگردهای داستانی دگردیسی است.