خاستگاه متناقضنمایی در سبک شخصی حافظ
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22054/ltr.2012.6581چکیده
زبان شعر، زبان تناقض است و این تناقض در هر دو ساحت صورت و معنی برای شعر اجتنابناپذیر است.این جستار در پی آن است تا این گونه تنشهای صوری- معنایی را در غزلیات حافظ مورد تحلیل قرار دهد.در بخش نخست مقاله، مختصری در باب پارادوکس و تعریف آن در شعر، آمده است.سپس در مورد ساخت تقابلهای دوگانه در مکتب ساختارگرایی اندکی بحث شده است.در بخش سوم تضادها و تقابلهای دوگانه در اشعار حافظ نشان داده شده و علاوه برآن، ساخت تقابلهای سهگانه و گاه چهارگانه نیز در نظام فکری حافظ و شعر او مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده است که در شعر حافظ یک تقابل کلی در مرکز شکل میگیرد و سپس تقابلهای دیگری بر گرد آن نظام چیده میشود. این گونه تقابلها در بیشتر مواقع به ساختی متناقضنما در سطح کلام منجر شده است که تنها با توجه به مخاطبان خاص و عام حافظ و نظام فکری آنها متناقض به نظر میرسد، حال آنکه در خاستگاه اندیشگی حافظ تناقضی وجود ندارد. این ویژگی در شعر حافظ تبدیل به سبک شخصی او شدهاست، زیرا حافظ متناقضنما را تنها به عنوان یک شگرد ادبی به کار نمیگیرد، بلکه تا سطح یک شیوه گفتمان در کلام از آن استفاده میکند. در بخش پایانی مقاله شیوهها و ابزارهای ایجاد ساختهای پارادوکسیکال و تنشهای صوری- معنایی مورد بررسی قرار گرفته است.