رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و اضطراب مرگ: نقش واسطه ای باورهای وسواسی

نویسندگان

1 M.Sc. in general psychology, Faculty of Educational Science and Psychology, University of Zahedan, Zahedan, Iran.

2 M.Sc. in clinical psychology, Faculty of Psychology and Education Science, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran.

3 M.Sc. in clinical psychology (family therapy), Faculty of Psychology and Education Science, Shahid Beheshti University of Tehran, Tehran, Iran.

doi
10.22038/JFMH.2024.70215.3041
چکیده

مقدمه: اضطراب مرگ برای بسیاری از افراد ترس و وحشت زیادی را به همراه دارد و بررسی عوامل مؤثر در شکل گیری و تداوم آن بسیار مهم است. هدف از این مطالعه بررسی نقش میانجی باورهای وسواسی در رابطه بین تجارب آسیب‌زای دوران کودکی و اضطراب مرگ در بزرگسالی بود.   روش‌ کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری را بزرگسالان ایرانی مقیم مشهد در سال 1401 تشکیل می‌دهند که از این تعداد 340 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به صورت آنلاین با استفاده از مقیاس اضطراب مرگ تمپلر (TDAS)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) و پرسشنامه باورهای وسواسی (OBQ-44) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.   یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین تجارب آسیب‌زای دوران کودکی و باورهای وسواسی همبستگی معنی‌دار (01/0P<) وجود دارد که نشان‌دهنده ارتباط قابل‌توجه با اضطراب مرگ است. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نیز برازش رضایت‌بخشی را برای مدل در این مطالعه نشان داد. علاوه بر این، نقش میانجی باورهای وسواسی در رابطه بین تجارب آسیب‌زای دوران کودکی و اضطراب مرگ با 3 χ2/df≤ و سطح معنی‌داری 001/0 معنی‌دار بود.   نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها، تجربیات آسیب‌زای دوران کودکی می‌توانند از طریق تعامل با باورهای وسواسی، اضطراب مرگ را پیش‌بینی کرده و بر آن تأثیر بگذارند.