تبیین موانع فراروی جابه‌جایی پایتخت در ایران با رویکردی آمایشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

2 کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی آمایش سرزمین، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.22059/jtcp.2017.226140.669664
چکیده

الگوی نظام حکومتی در ایران متمرکز است. از آنجا که در حکومت‌های متمرکز و تک‌ساخت، امنیت مرکزیت سیاسی (پایتخت) با امنیت کل نظام سیاسی (امنیت ملی) ارتباط مستقیمی دارد، جابه‌جایی پایتخت در ایران از دو منظر اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند: اول سامان‌دهی شهر تهران و تعادل‌بخشی به نظام شهری و منطقه‌ای کشور و دوم حفظ امنیت سیاسی کشور. جابه‌جایی پایتختِ افزون بر 220سالۀ ایران از تهران به نقطه‌ای دیگر ازجمله مباحثی است که همواره طی سال‌های اخیر بدان پرداخته شده است. اما به علل مختلف تاکنون اقدامی عملی در این خصوص صورت نگرفته است. از این رو هدف از نگارش این مقاله که با روش توصیفی – تحلیلی و پیمایشی نگاشته شده است، شناسایی موانع و چالش‌های اصلی فراروی جابه‌جایی پایتخت و ارائۀ راهبردهایی در جهت رفع این موانع است. در این راستا هفت مؤلفۀ اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجرایی، اجتماعی – فرهنگی، قانونی و طبیعی – اکولوژیکی در قالب 55 گویه انتخاب و توسط نخبگان دانشگاهی وزن‌دهی شد. پس از تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل معادلات ساختاری، نتایج حاکی از آن است که عامل قانونی با ده گویه بیشترین تأثیرات مستقیم (89/0) و غیرمستقیم و موانع طبیعی – اکولوژیکی با میزان اثر 33/0 کمترین اثر را بر جابه‌جایی پایتخت گذاشته است. همچنین نتایج مدل تحلیل شبکه برای اولویت‌سنجی موانع نشان می‌دهد نظر کارشناسان، اولویت را به موانع اجرایی داده است که با وزن نهایی 218/0 و نرخ ناسازگاری 222/0 رتبۀ نخست را در اولویت‌بندی موانع کسب کرده است.