بررسی تئوری نمایندگی و تئوری علامتدهی در سیاستهای تقسیم سود: نقش سرمایهگذاران نهادی
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22099/jaa.2011.3410چکیده
سرمایهگذاران نهادیبا توجه به مالکیت بخش قابل توجهی از سهام شرکتها، از نفوذ قابل ملاحظهای در شرکتهای سرمایه پذیر برخوردار هستند و میتوانند رویههاو سیاستهای آنها را تحتتأثیر قرار دهند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تعیین رابطهی بین مالکیت نهادی موجود در ساختار شرکتهای حاضر در بورس اوراق بهادار تهران و سیاست تقسیم سود آنها است. در این تحقیق، دو نگرش مختلف (یعنی تئوری نمایندگی و تئوری علامت دهی) در مورد سرمایهگذاران نهادی، آزموده شده است.برای آزمون ارتباط بین سیاست تقسیم سود شرکت و مالکیت نهادی، از سه مدل رگرسیونی (مدلهای سود سهام لینتنر (مدل کاملاً تعدیل شده و مدل نیمه تعدیل شده) و (مدل واد) استفاده شده است. به طور کلی، نتایج تحقیق بیانگر وجود یک رابطهی منفی، بین سطح سرمایهگذاران نهادی و سود سهام پرداختی از سوی شرکت بوده و موید تئوری علامت دهی است. این امر نشان میدهد که حضور سهام داران نهادی سبب کاهش استفاده از سود سهام به عنوان علامتی برای عملکرد خوب شرکت میشود. همچنین بر اساس شواهد به دست آمده، رابطهی مثبت معناداری بین تمرکز نهادی و سود سهام پرداختی از سوی شرکت وجود دارد که مطابق با تئوری نمایندگی است.