مقایسه عملکرد روش‌های SAM- RBD-DPCA و LA در تشخیص و تفکیک هاله‌های دگرسانی ذخایر مس پورفیری (مطالعه موردی، منطقه میدوک- استان کرمان)

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، کرج، ایران

doi
10.29252/anm.7.14.37
چکیده

در این تحقیق به منظور اکتشافات مقدماتی ذخایر مس و مولیبدن پورفیری از روش‌های مبتنی بر داده‌های تصاویر رقومی ماهواره‌ای استفاده شد و در این راستا به فاکتورهای مهمی همچون نوع و نحوه زون‌بندی هاله‌های دگرسانی، حضور گوسان و مناطق برخوردار از درجه خطوارگی بالا و حاوی گسل‌های حلقوی توجه گردید بر این اساس به منظور مقایسه میزان بازدهی و کارایی روش‌های متنوع دورسنجی در تفکیک و تمایز عوارض سطحی و دگرسانی‌ها، در مرحله پی‌جویی، از روش‌های تحلیل مؤلفه‌های اصلی هدایت‌شده، باند جذبی نسبی، روش نقشه‌بردار زاویه طیفی و روش الگوریتم منطقی استفاده شد. از طرفی با توجه به اهمیت گسل‌ها و ساختارهای خطی در ایجاد کانی‌سازی و دگرسان نمودن واحدهای سنگی، با کمک فیلترینگ در راستاهای مختلف، اقدام به استخراج خطواره‌ها گردید بر این اساس مشخص شد بهترین نتیجه زمانی حاصل می‌گردد که عمل فیلترگذاری عمود بر نیروها و تنش‌های اصلی منطقه اعمال شود. همچنین به منظور صحت سنجی روش‌ها اقدام به برداشت 92 نمونه از سطح منطقه گردید؛ و بر این اساس مشخص شد روش نقشه‌بردار زاویه طیفی برای معرفی دگرسانی فیلیک و آرژیلیک و متد تحلیل مؤلفه‌های اصلی برای تشخیص زون پروپیلیتیک و نواحی گوسان از بالاترین کارایی برخوردار است. روش باند جذبی نسبی در تفکیک آلتراسیون آرژیلیک و فیلیک و متد نقشه‌بردار زاویه طیفی برای پروپیلیتیک و گوسان در درجه دوم اهمیت قرار دارد. لازم به ذکر است که تمام موارد مذکور بر روی محدوده معدنی میدوک اعمال گردید.