تعیین مناطق بهینه بهمنظور توسعۀ شهرها و شهرکهای جدید با بهکارگیری مدلهای کارآمد (مورد مطالعه: استان تهران)
نویسندگان
1 استاد، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jtcp.2016.60230چکیده
امروزه یکی از موضوعات حیاتی قرن بیستویکم در ارتباط با پایداری شهر، چگونگی رشد و توسعة شهر در فضاست و بر این مبنا، مدیریت شهری ناگزیر به توسعة اندیشیدهی شهرهاست. کلانشهر تهران با رشد روزافزون، گسترش همهجانبه و بیبرنامة کالبدی، ناپایداری را بر پیکرة زیستمحیطی اطراف خود وارد کرده است. یکی از راهکارهای اندیشیدهشده در آمایش سرزمین برای تمرکززدایی و بازتوزیع جمعیت و امکانات، توسعة شهرها و احداث شهرکهای جدید در اطراف مادرشهرها است که باید معیارهای زیستمحیطی، اجتماعی ـ اقتصادی، کالبدی، فاصلة جغرافیایی و غیره در مطالعات آن لحاظ شود تا به فجایع زیستمحیطی منجر نشود. روش این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و از نوع کاربردی است که با روشهای خوشهبندی FCM و K-means به بررسی این مهم میپردازد. برای سنجش کیفیت محیط زیست و تعیین مکانهای بهینة توسعة شهرهای جدید در استان تهران سه بُعد پایه (محیط انسانساخت، محیط اجتماعی ـ محیط اقتصادی و محیط طبیعی) با مجموع 22 شاخص بهکار گرفته است. تحلیل و پردازش این شاخصها در دو محیط نرمافزاری Matlab2013 و Arc GIS انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد مناطق شرق و جنوب استان تهران جهت توسعة شهری مطلوب هستند. همچنین، با روش خوشهبندی K-means نقشهای تهیه شد که میتوان به بیان راهبردها و مدیریت یکپارچة مناطق پرداخت.