بررسی نوستالژی در شعر حمید مصدق

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه بو علی سینا

doi
10.22054/ltr.2011.6534
چکیده

یکی از مباحث مطرح در روان‌شناسی «نوستالژی» است که ارتباطی قوی با حافظه و خاطره دارد. حسرت گذشته‌های شیرین و تقابل زمان حال با این گذشته، نوستالژی نامیده می‌شود. مفهوم نوستالژی، تاریخی به قدمت هبوط حضرت آدم (ع) دارد و از دیرباز، درون‌مایۀ بسیاری از آثار ادبی را به خود اختصاص داده است. حمید مصدق نیز از جمله شاعران معاصر است که حسرت گذشته‌های خوش از دست‌رفته، در شعرش به‌صورتی برجسته دیده می‌شود. نوستالژی در شعر مصدق، بیش از همه در عاشقانه‌هایش و به‌صورت فردی نمود می‌یابد. از سوی دیگر، نوستالژی جمعی را در سروده‌های سیاسی- اجتماعی این شاعر و در یادکردش از روزگار حاکمیت دادگری، آزادی و امنیت و همچنین، در حسرت به دوران زندگی آدم (ع) در بهشت و آرزوی بازگشت به دوران نخستین بشر و روزگار دوری از آلودگی و ناپاکی، می‌توان دید. مقالۀ حاضر بر آن است تا به بررسی نمودهای نوستالژی در سروده‌های این شاعر بپردازد.