منطقالطیر عطار و منطق گفتگویی
doi
10.22054/ltr.2011.6535چکیده
منطق گفتگویی از جمله نظریههایی است که در آن به زبان و سخن بهعنوان پدیدههایی اجتماعی نگریسته میشود. این نظریه که تأثیر چشمگیری بر منتقدان و نظریهپردازان بعدی گذاشت، در قالب دو گزارة اصلی چندصدایی و تکصدایی، ظرفیت و افق تازهای برای خوانش متون گوناگون بهدست داد. این مقاله درصدد است تا با بازخوانی منطقالطیر عطار براساس منطق گفتگویی میخاییل باختین، میزان همخوانی این تئوری را با روایت عطار از سیر پرندگان بهسوی سیمرغ، بررسی و تحلیل نماید. این بررسی نشان میدهد که عناصری همچون حقیقتمداری، وحدتگرایی و رابطة مرید و مرادی، از منطقالطیر متنی تکصدایی میسازد، اما مواردی وجود دارد که این متن را چندصدا کرده است؛ از جملة این موارد، پیشبرد روایت با تکیه بر گفتگوست که موجب میشود صدای شخصیتهای دیگر نیز در کنار صدای نویسنده شنیده شود. افزون بر این، تأکید هدهد بر حرکت جمعی و پیدایش دیگربودگی که سرانجام، به فروپاشی شخصیت استعلایی هدهد میانجامد و همچنین، وجود فضایی کارناوالی و نشانههایی از نقیضه و سبکبخشی، خاصیتی چندآوایی به منطقالطیر داده است.