تحلیل تاریخی و روش‌شناختی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبان‌ها

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/ltr.2010.6506
چکیده

آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبان‌ها در دورهٔ اخیر از هم‌گرایی با جریان کلی آموزش زبان و مآلاً تحولات و دستاوردهای آن بازمانده است. این عدم همگرایی که دارای ریشه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و زبانی (خصوصاً الفبایی) و نیز برخاسته از انگاره‌های ادیبانه و زبان‌شناسانه در مورد آموزش زبان فارسی است، آموزش این زبان را از همگامی با روند پرشتاب آموزش زبان محروم کرده است. این امر از سه منظر قابل بررسی است: (الف) پیدایش و روند آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبان‌ها در دهه‌های اخیر در چارچوب زمینهٔ تاریخی آموزش زبان به‌طور عام در چهار دوره. (ب) الگوهای طرح درس و تبلور آن در درسنامه‌های آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبان‌ها. (ج) فنون تدریس و فعالیت‌های درسی در درسنامه‌های آموزش فارسی به غیر فارسی‌زبان‌ها. براساس رویکرد و معیارهای دوره‌های روش‌گرا و دورهٔ پساروش‌گرا و نیز انواع طرح درس می‌توان به بررسی متون و نیز فعالیت درسی و فنون تدریس ‌آن‌ها در کتاب‌های آموزش فارسی پرداخت. نتیجهٔ این بررسی نشان می‌دهد رویکردی واحد بر انتخاب فعالیت‌ها حاکم نیست، فعالیت‌ها فاقد تنوع بایسته برای یادگیری زبان است، و دستاوردهای اخیر در زمینهٔ فرآیند یادگیری در ‌آن‌ها لحاظ نشده است.