تحلیل ساختار پویش تبلیغاتی «رأی بی رأی» در توییتر بر اساس مدل تحلیلی جاوت و ادانل

نویسندگان

1 استادیار گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران و نویسنده مسئول

doi
چکیده

هدف این تحقیق، مطالعه ساختار پویش تبلیغاتی «رای بی رای» در ایام انتخابات ریاست جمهوری 1400 بوده است. سئوال اصلی تحقیق این بوده که این پویش از چه تکنیک‌های رسانه‌ای و فنون اقناعی برای اثرگذاری بر مخاطب استفاده کرده است؟ چارچوب تحلیلی این مطالعه، مدل تحلیلی جاوت و ادانل بوده است. جامعه آماری تحقیق، پلتفرم توییتر بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کمی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از منظر شرایط و بافت تاریخی، این پویش در یک شرایط سیاسی اجتماعی ملتهب و در یکی از حساس ترین مقاطع تاریخی (ایام انتخابات) اجرا شد. به لحاظ سازماندهی، این پویش فاقد یک ساختار اجرایی روشن بوده و از لحاظ مکانیسم های رسانه ای، تلاش داشته از ظرفیت های رسانه ای مختلف استفاده کند. به رغم استفاده گسترده این پویش از تکنیک های اقناعی (ترکیبی از 23 تکنیک)، حدود 93 درصد پیام‌های آن «تهییج‌کننده‌ی احساسات» بوده و تنها 7 درصد از این پیام‌ها «متقاعدسازانه» بوده‌ است. ضمن آنکه از منظر درگیر کردن مخاطبان هدف، این پویش موفقیت چندانی بدست نیاورده به طوری که 88% درصد پیام های آن، فاقد «لایک» بوده است. در ارزیابی نهایی از پویش «رای بی رای» باید گفت که این پویش در دستیابی به هدف اصلی خود که کاهش میزان مشارکت در انتخابات بود، موفق نبوده است. همچنین دلایل بسیار کمی وجود دارد که بتوان کاهش مشارکت در انتخابات 1400 را به اثرگذاری پویش تبلیغاتی «رای بی رای» نسبت داد.