دفاع مشروع در پرتو سندرم زنان کتک‌خورده

نویسندگان

1 دانش آموخته حقوق جزا و جرم شناسی

2 استاد دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

چکیده امروزه بیشتر نظام­های عدالت کیفری با اتّخاذ رویکردی جنسیت محور و با کمک گرفتن از مفهوم روان‌شناسانة سندرم زنان کتک­خورده و با در نظر گرفتن ابتلای برخی از این زنان به نوعی اختلال اضطرابی موسوم به اختلال فشار روانی پس­آسیبی از یک سو، و ارتباط میان اختلال مزبور با رفتارهای مجرمانه از سوی دیگر، در تلاشند تا چرایی و چگونگی پاسخ دسته­ای از زنان کتک­خورده را که برای یک دورة طولانی، اذیت و آزارهای جسمی، جنسی و روانی همسر یا شرکای آزارگر خود را تجربه نموده‌اند و در نهایت با توسّل به قتل، به وضعیت­های خشونت­آمیز عکس­العمل نشان داده‌اند از طریق بازتعریف مؤلّفه­های دفاع مشروع، تبیین نمایند. برای پی­بردن به این که، چگونه سندرم زنان کتک­خورده به منزلة یکی از زیر شاخه­های اختلال فشار روانی پس‌آسیبی، قادر است رفتارهای مجرمانة زنان کتک­خورده را توجیه کند بررسی ارتباط میان این اختلال اضطرابی با رفتارهای مجرمانه، ضرورتی اجتناب­ناپذیر است؛ زیرا اساس آن­چه باز تعریف مؤلّفه­های دفاع مشروع، بر آن استوار است در گرو درک صحیح ارتباط میان اختلال فشار روانی پس­آسیبی با رفتارهای مجرمانه از یک طرف، و علائم و نشانه‌های مشترک میان اختلال فشار روانی پس­آسیبی و سندرم زنان کتک­خورده، از طرف دیگر می‌باشد. بر همین اساس، این مقاله بر آن است به بررسی این موضوع بپردازد که سندرم زنان کتک­خورده، تا چه اندازه می­تواند به منزلة توجیهی در قالب «دفاع مشروع»، برای اقدام به قتل توسط این دسته از زنان، در دادگاه مورد پذیرش قرار گیرد و موجب شود مؤلّفه­های دفاع مشروع برای این دسته از زنان باز تعریف گردد. به این منظور ضروری است ابتدا مفهوم سندرم زنان کتک­خورده و سایر مفاهیم مرتبط، مشخص شود؛ سپس جایگاه و نقش سندرم مزبور به منزلة یک دفاع قانونی، از نظر روان­شناختی و اجتماعی، تعیین گردد.