بررسی راهکارهای تمرکززدایی در ایران – تهران (قبل از انقلاب اسلامی تا کنون)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه گیلان
2 دانشیار، گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان
3 دانشیار دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران
doi
10.22059/jtcp.2014.51498چکیده
امروزه یکی از بهترین راهبردهای مطرح در زمینة کاهش مشکلات پایتختهای متمرکز و تعدیل نابرابریها، تمرکززدایی است. تمرکززدایی راهبردی برای مردمسالارشدن نظام سیاسی و حرکت شتابداری در جهت توسعة پایدار است که در حال حاضر، به بحث داغ محافل اجرایی دولتی تبدیل شده است. برخلاف حالت تمرکز که قدرت و تصمیمگیری در مرکز یا در سطح مسئولان ردهبالا، متمرکز است، تمرکززدایی امکان میدهد سطوح پایین به مشکلاتی که مستقیماً با آن سروکار دارد، توجه کند. هدف این مقاله بررسی راهکارهای مطرحشده برای اجرای تمرکززدایی در تهران است. این تحقیق به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانهای انجام گرفته است. در ادامه، سیاستهای تمرکززدایی در ایران در برنامههای قبل و بعد از انقلاب اسلامی بررسی میشود. نتایج بررسیها نشان میدهد برخلاف اتخاذ سیاستهای تمرکززدایی از جمله عدم استقرار صنایع، انتقال صنایع از تهران، انتقال کاربریهای فراشهری از تهران و جز آن در اغلب برنامههای توسعه، این برنامهها موفق نبوده، و تمرکزگرایی در تهران تشدید شده و واقعیتها مبین وجود تمرکز فعالیت، خدمات و مراکز تصمیمگیری در تهران است. بنابراین، باید راهکاری اساسی را برای کاهش تمرکز از حاکمیت سیاسی- اداری و سطوح تصمیمگیری و مدیریتی کشور به نفع مدیریت محلی و مدیریت توسعة استانی دنبال کرد تا با استفاده از شیوههای اصلی تمرکززدایی، زمینة آمایش و توسعة کشور فراهم آید.