واکاوی اقرار مبهم از منظر فقه جزایی امامیه
نویسندگان
1 استادیار دانشکده الهیات، دانشگاه مازندران
doi
چکیده
اقرار از جمله ادلة اثبات دعوی و بلکه قویترین آنهاست. گاه اقرار با وجود برخورداری از همة شروط نفوذ، از جهت متعلق خود «مجمل و مبهم» است. بدین صورت که مقر به صراحت اعتراف مینماید که بر ذمة او حدی وجود دارد ولی روشن نمیسازد مقصود کدام حد است و این حد در قبال چه جرمی بر ذمة او مستقر شده است از این پدیده در متون فقهی با نام «اقرار مبهم» یاد شده است. آیا بر چنین اقراری، اثری بار میشود؟ قانون مجازات اسلامی، مسئلة «اقرار مبهم» را با وجود سابقة طولانیاش در آثار فقهی، مسکوت گذاشته است. همت این مقاله بازخوانی فقهی موضوع، عیارسنجی آراء موجود و در غایت خود، تقویت مبنای مختار خواهد بود. یافتههای نگارنده به اختصار به قرار ذیلاند: بر قاضی الزام مقر به رفع ابهام از اقرار خود واجب نبوده و حتی استحباب چنین امری نیز محرز نیست. در فرض عدم کفایت ادله و مقتضای قواعد اولیة «عدم ثبوت حد» و یا حداقل «سقوط حد» میباشد. به استناد «دلیل خاص» وارد در موضوع، حد چنین اقراری، تازیانه است که از جهت قلت اطلاق داشته اما از جهت کثرت از «صد» تجاوز نمیکند.