مطالعه تطبیقی رهیافت‌های سببیت در مسئولیت مدنی

نویسندگان

1 دانشگاه تبریز

doi
چکیده

تشخیص سبب در حادثه، پیچیده­ترین و فنی­ترین بخش حقوق مسئولیت مدنی است. در وقوع یک خسارت، عوامل زیادی دخالت دارند که فقدان هر کدام می­تواند مانع تحقق حادثه شود. با این وصف، آیا همه این عوامل سبب حادثه­اند یا باید انتخاب کرد؟ نفوذ تفکرات فلسفی در اندیشه­ حقوقی موجب شد تا در یک دوره­ای، نظریه برابری شرایط و اسباب به وجود آید، اما طولی نکشید که اشکالات این نظریه آشکار شد و انتقادات وارده بر آن، طیف وسیعی از دیگر نظریات را به همراه آورد که با همه اختلافات، در یک نقطه مشترک بودند و آن «انتخاب یک یا چند عامل به عنوان سبب زیان وارد شده بود». مقصود از نگارش این نوشته بازبینی تطبیقی نظریات گفته شده و نقش آنها در یاری دادرس در انتساب مسئولیت است. در واقع همه­ سوالات را نمی­توان با نگرش یکسانی پاسخ داد و هر کدام از نظریات در حل و فصل مرافعات بخشی از حقیقت است. از همین رو در تعیین و تشخیص مسئول، باید از همه­ دیدگاه­ها کمک خواست و نباید دنبال قاعده­ کلی بود. نظریات مربوط به سبب نزدیک، سبب متناسب و سبب مقدم در تأثیر، هر کدام به فراخور شرایط می­تواند در رسیدن به عدالت قضایی، به دادرس کمک کند.