تکرار مقولههای زبانی (در غزلیّات شمس)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22054/ltr.2009.6478چکیده
کنش زبانی دو وجه دارد: یکی وجه معمول و عاری از نمودهای هنری و دیگری وجه هنری که با داشتن نقش غیراجرایی اشکال و گونههای مختلفی پیدا میکند. در زبان هنری شگردهای فراوانی به کار گرفته میشود. یکی از این شیوهها، تکرار آواها و واژگان و جملههاست. نوع نخست در واژگان و نوع دوم در سطح جمله و نوع سوم در سطحی وسیهتر و کلّیتر کلی به نام زنجیرة گفتار ، تکرار آوایی و واژگان، رایجترین مکرّرها به شمار میآید امّا در میان شاعران فارسی گوی، به گونههای متفاوتی بدان پرداخته شده است. برخی سهمی اندک و برخی دیگر سهم بیشتری از دیگران دارند. مولوی در میان شاعران این شیوه را بسیار برجسته به کار برده است؛ شگردی که موجب موسیقی دلکش زبان و تقریب آن به مخاطب و در مواردی فراوان به سادگی زبان منجر شده است. این مقاله بر آن است که فقط از حیث زبانی (نه هنری) تنوّع تکرار در مقولههای زبانی هفتگانة فارسی را در غزلیّات شمس، مورد بررسی قرار دهد و شیوههای ظهور آنها را بررسی کند. شگردی که خاصّ مولوی و از خصایص عمدة شعر وی به شمار میرود.