حکمرانی تطبیقی و پایداری رفتاری در مدیریت منابع آب کشاورزی با تأکید بر یادگیری نهادی و مشارکت کشاورزان

نویسندگان

1 دکتری سازه‌های آبی، گروه علوم و مهندسی آب، دانشگاه تبریز،تبریز، ایران

2 استاد، مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، البرز، ایران

doi
10.22034/iwrr.2025.520591.2873
چکیده

چالش‌های روزافزون در مدیریت منابع آب کشاورزی در ایران، بیانگر ناکارآمدی رویکردهای بخشی در سیاست‌گذاری آب است. این وضعیت ضرورت گذار به حکمرانی تطبیقی که تعامل بین نهادها، سیاست‌ها و رفتار بهره‌برداران را در یک نظام چندسطحی در نظر می‌گیرد، برجسته می‌کند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سازوکارهای نهادی مؤثر بر پایداری رفتاری و افزایش بهره‌وری آب در نظام‌های بهره‌برداری کشاورزی در دشت میاندوآب به‌عنوان یکی از زیرحوضه‌های بحرانی دریاچه ارومیه انجام شد. برای این منظور، چارچوبی تحلیلی مبتنی بر عامل طراحی شد تا پویایی تصمیم‌گیری کشاورزان را در مواجهه با سناریوهای متفاوت سیاستی شامل آموزش، نظارت، یارانه مشروط و تأمین پایدار آب شبیه‌سازی کند. در ادامه، تحلیل درخت خطا جهت ردیابی گلوگاه‌های نهادی و شناسایی مسیرهای شکست در حکمرانی مشارکتی به‌کار گرفته شد. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌های میدانی، مصاحبه‌های کارشناسی و داده‌های ثانویه منطقه‌ای گردآوری شدند. نتایج شبیه‌سازی نشان داد که پایداری نهادی و افزایش سطح مشارکت کشاورزان زمانی حاصل می‌شود که سیاست‌های نرم و سخت در چارچوبی مکمل و یکپارچه طراحی و اجرا شوند. آموزش و نظارت، نقش اصلی را در تقویت یادگیری نهادی و بازتولید اعتماد ایفا کرده و در تعامل با یارانه مشروط و تأمین آب پایدار، منجر به ارتقای بهره‌وری فیزیکی آب شده‌اند. در مقابل، سیاست‌های تک‌بعدی و فاقد سازوکار نظارتی موجب افت اعتماد، افزایش رفتارهای فرصت‌طلبانه و تضعیف سرمایه اجتماعی شدند. شاخص تأمین آب پایدار به‌عنوان یک متغیر کلیدی، بیانگر پیوند بین کیفیت حکمرانی، عدالت در تخصیص منابع و میزان مشارکت است.