تعارض منافع در مدیریت منابع آب ایران: شناسایی مصادیق، بسترها و پیامدها
نویسندگان
1 استادیار گروه علمی علوم اجتماعی-جامعهشناسی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی. تهران. ایران
2 استادیار پژوهشکده مطالعات فناوری، تهران، ایران.
3 استاد دانشکده مهندسی عمران، دانشکدگان فنی، دانشگاه تهران. تهران. ایران
4 استادیار، گروه مهندسی و مدیریت آب، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
5 کارشناس ارشد مدیریت و برنامه ریزی منابع آب. تهران. ایران
doi
10.22034/iwrr.2025.531639.2905چکیده
بحران حکمرانی آب در ایران، ریشه در چالشهای ساختاری متعددی دارد که «تعارض منافع» یکی از کلیدیترین آنهاست. این پدیده، بهمثابه موقعیتی که در آن منافع شخصی یا سازمانی کارگزاران بر منفعت عمومی ارجحیت مییابد، به تضعیف سلامت اداری، هدررفت منابع و انحراف از اهداف کلان منجر میشود. علیرغم اهمیت این موضوع، مصادیق و بسترهای تعارض منافع در بخش آب ایران کمتر بهصورت میدانی واکاوی شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی این مصادیق، بسترها و پیامدها، با استفاده از رویکرد کیفی و روش مصاحبه گروهی متمرکز با ۹ گروه از متخصصان و کارشناسان به انجام رسیده و دادههای آن از طریق تحلیل مضمون کدگذاری شده است. یافتهها نشان میدهد که تعارض منافع در سه بستر اصلی ساختاری ریشه دارد: 1) وابستگی قاعدهگذار و مجری که ناشی از ارتباطات شغلی مدیران و نفوذ سیاسی است؛ 2) وابستگی ناظر و منظور که در ضعف سازوکارهای نظارتی مستقل بهویژه در قراردادهای کلان بروز مییابد؛ و در نهایت 3) تعارض درآمد و وظایف که نهادهای حاکمیتی را به بنگاههای درآمدزا تبدیل کرده و وظیفه ذاتی حفاظت از آب را به حاشیه رانده است. نتایج این تحقیق بیانگر این بود تعارض منافع، پدیدهای فردی و اتفاقی نیست، بلکه معضلی ساختاری در نظام حکمرانی آب کشور است که به تشدید بحران، کاهش کیفیت پروژهها و تضعیف اعتماد عمومی منجر شده و مواجهه با آن مستلزم اصلاحات بنیادین، افزایش شفافیت و استقرار نظارت مستقل است و لذا پرداختن به این موضوع و تجویز راهکارهای اصلاحی اهمیت جدی دارد.