تأملی در ساختار معنایی غزل حافظ
نویسندگان
1 دانش اموخته دانشگاه علامه
doi
10.22054/ltr.2008.6454چکیده
یکی از ویژگیهای سبکی غزل حافظ پوشیده بودن پیوند معنایی ابیات، به عنوان واحدهای معنایی سازندة ساختار معنایی غزل، با یکدیگر است که موجب میشود ساختار معنایی در یک غزل او در ظاهر و در نگاه های نخستین گسسته احساس شود تا جایی که بعضی پژوهندگان این گسستی و شکاف میان مضامین ابیات در یک غزل را ویژگی خاص غزل حافظ میدانند و چنین میپندارند که هر بیت یا هر چند بیت در یک غزل از حافظ استقلال معنایی دارد و مستقل از ابیات دیگر یا بی ارتباط با آنهاست؛ اما به باور این جستار چنین نیست؛ چرا که ساختار معنایی در غزلهای حافظ اگر چه اغلب در ظاهر گسسته نماست ولی در میان ابیات یک غزل او با هستة مرکزی همان غزل پیوند معنایی وجود دارد؛ این پیوند معنایی اغلب در میان خود ابیات یک غزل نیز وجود دارد؛ یعنی پیوندها و تداعی های معنایی باریک و گاه باریکتر از مو در میان بیتها وجود دارد که اغلب در نگاههای نخستین ناپیداست و کشف این پیوندها میان ابیات با یکدیگر و میان ابیات با هسته مرکزی غزل و نیز کشف خود هستة مرکزی غزل نیازمند تأمل بسیار و اغلب نیازمند تأویل است چرا که یکی از اهداف تأویل متن - چه سنتی و چه مدرن – کشف انسجام در ساختار معنایی متن - که در اینجا غزل است - میباشد. در این جستار نخست نگارنده در حد وسع و تا جایی که در جستجوهای خود یافته است میکوشد تا پیشینههای نگرش ساختاری به غزل حافظ را نشان دهد و سپس خواهد کوشید تا ساختار معنایی غزل از حافظ را تحلیل کند و چگونگی آن چه را که پیشتر از وجود هسته مرکزی در غزل، پیوند معنایی میان ابیات آن و نیز پیوند معنایی میان ابیات با هسته، در غزل او گفته بود نشان دهد.