ادبیات شگرف و عبید زاکانی

نویسندگان
doi
10.22054/ltr.2008.6448
چکیده

گروهی بر این باورند که «عبید زاکانی» طنز پرداز و هجاگوی توانای قرن هشتم است؛ این گزارش نیز بر باور ایشان چند و چونی ندارد. اما آیا تمام سخن همین است؟ گام می‌توان در خوانشی خواننده مدار، شیوة بیانی عبید زاکانی و راز ماندگاری نوشتار او را یافت. شاید سپیدی های متن را نیز به در کشید! از آنجا که دریافت طنز، کنشی خواننده مدار است، نخست اندکی دربارة خوانش خواننده گفته می‌شود. در چارچوب نظریة دریافت و از دید خواننده و مخاطب - که متن را تأویل می‌کند - نوشتار عبید زاکانی با بافتی از روان پژوهی – جامعه شناسی همراه با زبانی ساده، در پاسخ به رفتار مردمان روزگار خودش پدید آمده و بدین سان طنز در جامعه پا گرفته است. در ادامه، با نگرشی به ادبیات شگفت که تودوروف به آن پرداخته است، نوشتار کاوش می‌گردد. در این خصوص، چهار زمینة اصلی ادبیات شگرف در متن عبید بررسی می‌شود. روش تحقیق این گزارش برپایة بررسی اطلاعات و داده‌ها شکل می‌گیرد و به شیوة خواندن تفسیری، خوانش پیگرفته می‌شود. جستاری که در پی خواهد آمد، می‌کوشد در طبقه بندی نوشته های زاکانی، از باور فرهیختگانی چون نیچه - که نقد نو وام دار افکار اوست – و کند و کاوهای باختین و تودوروف بهره مند شود تا در واگویه ای پیکر دار، سپهر مشترک انسان، از آن سو و این سو ورق خورد. بی‌گمان پیام‌های همگون مردم، مرز، زبان و زمان نمی‌شناسد بلکه باوری است که هر گاه «فکر» و «ذهن» بر آن نقش زنند، آمیزه‌ای از ادب و هنر شگرف را پدیدار می سازند.