اولویت‌بندی توان‌مندی تولید رسوب زیرآبخیزها با استفاده از روش بهترین- بدترین و داده‌های مشاهداتی

نویسندگان

1 استاد، گروه مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 مرکز تحقیقات چشم‌انداز کشاورزی، ZALF) Leibniz) آلمان.

3 دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

4 مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اردبیل، ایران.

5 کارشناس ارشد علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

6 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس.

7 استاد، گروه مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22034/iwrr.2025.486446.2798
چکیده

پژوهش حاضر باهدف پهنه‌بندی زیرآبخیزها در آبخیز طالقان البرز از نظر توان‌مندی تولید رسوب با استفاده از رویکرد بهترین- بدترین (BWM) مبتنی بر روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره (MCDM) انجام شد. در این راستا، شناسایی معیارهای تأثیرگذار بر تولید رسوب با تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) تعیین و پس از کمّی‌سازی این معیارها، شبکه‌ تصمیم تهیه شد. در ادامه، توان‌مندی تولید رسوب در پنج طبقه‎ با کمک نرم‌افزار ArcGIS10.8 دسته‌بندی شد. اعتبارسنجی روش MCDM  با استفاده از داده‌های واقعی رسوب در 18 زیرآبخیز صورت گرفت. نتایج نشان داد که زیرآبخیز 6 به‌عنوان زیرآبخیز بحرانی در تولید رسوب شناسایی شد و زیرآبخیزهای شمالی عموماً توان‌مندی بیش‌تری برای تولید رسوب نسبت به زیرآبخیزهای جنوبی نشان دادند. بررسی اولویت‌بندی زیرآبخیزها بیانگر این بود که رویکرد BWM با داده‌های مشاهداتی، 33/33 درصد مشابهت داشت. البته شایان ذکر است که درصد تشابه طبقه‌بندی مربوط به توان‌مندی تولید رسوب در طبقات کم و خیلی کم بین رویکرد BWM با داده‌های مشاهداتی در حدود 50 درصد بود. هم‌چنین، نتایج آزمون T مستقل نشان داد که رویکرد MCDM تفاوت معنی‌داری با داده‌های مشاهداتی در مدل‌سازی تولید رسوب نداشت. علاوه بر این، رویکرد BWM، تأثیرپذیری بالایی از معیارهایی مانند زمان تمرکز و نسبت انشعاب‌‎پذیری به‌ترتیب با مقادیر همبستگی 0/81 و 0/70 داشت. یافته‌ها نشان‌دهنده ضرورت استفاده از رویکردهای مختلف MCDM و توجه به داده‌های مشاهداتی در تحلیل‌های مرتبط با تولید رسوب در آبخیزها هستند. بر همین اساس ضرورت اتخاذ یک رویکرد جامع و ترکیبی برای بهبود مدیریت رسوب و منابع آب در مقیاس زیرآبخیزها تأکید می‌‎شود.