تحول حوزة معنایی برخی از افعال و عبارتهای فعلی و کاربرد آن در نثر فارسی معاصر
نویسندگان
1 دانشجوی دانشگاه علامه
doi
10.22054/ltr.2008.6441چکیده
در دستگاه دستوری زبان فارسی مقولة فعل یکی از پیچیدهترین مباحث دستوری است؛ به ویژه برای کسانی که میخواهند زبان فارسی را به عنوان زبان دوم بیاموزند. یکی از انواع فعل در دستور زبان فارسی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار نگرفته و یا کمتر به آن اشاره شده، فعلی است که از نظر معنی در گذر زمان دستخوش تحول شده و هر روز بر بار معنایی آن افزوده گشته است. این گونه افعال اغلب وارد حوزة معنی افعال دیگر شده، آن ها را به عقب رانده، جانشین آن ها میشوند و معنای جدیدی را القا میکنند. فهم معنایی اینگونه افعال، زبانآموز را دچار مشکل میکند. بدیهی است فرهنگهای مختصر دو زبانه نمیتواند در فهم این افعال به زبان آموز کمک چندانی بکند. لغت نامههای موجود فارسی نیز آنگونه که باید آنان را یاری نمیکند. تنها راه، تهیة فرهنگ لغتی است که فقط اختصاص به اینگونه افعال داشته باشد و یا به عبارت دیگر، به مصدر و مصدر مرکب اختصاص یابد که هم بتواند نیاز امروز زبان آموزان را برطرف سازد و هم آیندگان را برای فهم زبان امروز یاری رساند، زیرا ممکن است کاربردهای امروزی این گونه افعال بر اثر تحولات گستردة اجتماعی دستخوش فراموشی شود. این گونه افعال در این مقاله به قیاس تقسیم بندی این برخی از دستور نویسان، افعال جانشین نام گرفته است. چند نمونه از این افعال ذکر شده و شواهدی مبنی بر تحول حوزة معنایی آنها عرضه گردیده است. افعال جانشین در افادة معنی، تأثیر بیشتری از فعل اصلی دارند، بنابراین مفهوم افعال جانشین، بر حسب کاربرد و تحول معنایی آنها برای زبانآموزان باید توضیح داده شود.