تأثیر‌ توانبخشی شناختی بر مهارت‌های پایۀ بنیادی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی: یک مطالعۀ نیمه‌تجربی

نویسندگان

1 دکتری رفتار حرکتی، دانشکدۀ تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار رفتار حرکتی، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 استاد روان‌شناسی بالینی، گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22059/jmlm.2021.331598.1611
چکیده

هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر توانبخشی شناختی بر مهارت‌های پایۀ بنیادی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی بود. روش پژوهش نیمه‌تجربی بود و از طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با کنترل استفاده شد. جامعۀ آماری پژوهش کودکان 6 تا 10 سالۀ شهر خنج بودند. برای این منظور،40 کودک مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و براساس ملاک‌های ورود و خروج به‌عنوان افراد گروه نمونه انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. تحریک الکتریکی در 24 جلسه و هر جلسه به مدت 20 دقیقه با شدت یک میلی‌آمپر روی ناحیۀ F3 و F4 بر روی گروه‌های تحقیق انجام گرفت. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامۀ اختلال هماهنگی رشدی (DCDQ7)، آزمون ارزیابی حرکتی برای کودکان (MABC-2)، آزمون رشد مهارت‌های حرکتی درشت اولریخ (TGMD-2) و آزمون هوش ریون بود. تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از طریق آزمون لوین، کولموگروف-اسمیرنوف و تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 05/0 انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای مغز (tDCS) بر افزایش مهارت‌های حرکتی جابه‌جایی (92/0=Eta،001/0P=،84/461F=)، کنترل ‌شیء (90/0=Eta،001/0P=،15/351F=) و بهرۀ حرکتی کلی (94/0=Eta،001/0P=، 21/597F=) تأثیر معناداری دارد. این روش به‌عنوان درمان غیردارویی می‌تواند در این افراد اســتفاده شود و در بهبود مهارت‌های پایۀ بنیادی که از مشـــکلات مهم افراد دارای این اختلال است، مفید و مؤثر باشد.