مکتب رباعیات خیام

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه علامه

doi
10.22054/ltr.2007.6434
چکیده

رباعیات خیام فیلسوف و ریاضی‌دان، پس از ترجمه به مکتبی تبدیل می شود که همچون مرامی دارای موافق و مخالف و مفسر و موول بوده است. مکتب خیام و اشعار دیگر شاعران فارسی مکتب رمانتیسم را رواج می‌دهد. فیتز جرالد از نخستین مترجمان رباعیات خیام به شمار می‌آید. اختلاف دانشمندان اروپایی بیشتر درباره پیچیدگی و فلسفی‌اشعار آشکار می‌شد. پس از اروپا مکتب رباعیات به آمریکا وارد شد و کسانی همچون لانگ فلو، لاول و ملویل آشکارا از علاقه خود به رباعیات سخن گفته‌اند. مک کارتی دربارة خیام چنین گفت: برای گروهی بر فراز سر عمرخیام هاله‌ای از عرفان می‌درخشد، در حالی که کسانی دیگر برگ های تاک را بر گیسوان او می‌بندند.» انجمن‌های گوناگونی با عنوان خیام در سرزمین‌های اروپایی پدیدآمد. در سال1907 میلادی وصیت‌نامه خیام به چاپ رسید، سی. الکساندر در مقدمه آن نوشت:« در اینجا عمرخیام با شکوه تمام از پس سیمای واقعی خود به عنوان یک ستاره شناس، شاعر، فیلسوف و مردی مقدس نمایان می‌شود». نخستین شرح عرفانی بر رباعیات خیام اثر مترجم فرانسوی، نیکولاس بود که نمونه‌ای برای ترجمه عجیب و غریب انگلیسی فراهم ساخت. در نهایت چه چیز سبب موفقیت رباعیات شد؟ چه در هنر و چه در زندگی، آیا آنچه فیتز جرالد به زندگی داد، بهتر و بیشتر از آن چیزی بود که به هنر بخشید؟ پاسخ این سؤال به عهده نسل‌های بعدی است، یعنی زمانی که هنر به چنان استقلالی ‌رسد که دیگر تحت تأثیر ویژگی‌های هنر پایان قرن نوزدهم نباشد.