گسست و همترازی در کشورداری: بررسی پیوندهای سهگانه حکمرانی، اداره عمومی و عملیات
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.48311/ormr.2026.28083چکیده
دولتهای معاصر با معمای ساختاری «تقاضای فزاینده و ظرفیت ناکافی» مواجهاند؛ شکافی که ریشه در ناهماهنگی سه لایه حکمرانی، اداره عمومی و عملیات دارد. این نوشته چارچوبی یکپارچه برای فهم کشورداری بهمثابه نظامی بهمپیوسته ارائه میدهد که در آن همترازی شناختی، زمانی و نهادی میان سطوح سهگانه، شرط اثربخشی است. با رویکرد تحلیلی- مفهومی و بسط مفهوم «گسست نهادی» نشان میدهد تورم اهداف در حکمرانی، فلج ترجمه در اداره عمومی و انحراف عملیاتی، بهتدریج در چرخهای خودتقویتکننده، ناکامی را نهادینه میکنند. تجربه ایران نیز نمونهای آموزنده از این الگوست: تورم راهبردی، تغییرات مکرر ساختاری و انسداد بازخورد، کشورداری را به «گسست نسبی نهادینهشده» دچار کرده است. برای بازسازی، باید از اصلاحات بخشی به اصلاحات سیستمی گذشت: اولویتبندی واقعبینانه، تقویت ظرفیت میانجیگری اداری، توانمندسازی عملیات و نهادینهسازی بازخورد دوطرفه. کشورداری پروژهای تمامنشدنی است که هر نسل باید پیوند میان «جهتدهی»، «سازماندهی» و «تحقق» را بازسازی کند تا دولت بتواند مسئولانه، پاسخگو و یادگیرنده بماند.