تأثیر پیش‌دوره و فواصل زمانی بین محرک‌ها بر دورة بی‌پاسخی روان‌شناختی: شواهدی بر آماده‌سازی

نویسندگان

1 . استادیار گروه رفتار حرکتی و روان‌شناسی ورزشی، دانشکدة علوم ورزشی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 کارشناس ارشد رفتار حرکتی، گروه رفتار حرکتی و روان‌شناسی ورزشی، دانشکدة علوم ورزشی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

3 دانشیار گروه رفتار حرکتی و روان‌شناسی ورزشی، دانشکدة علوم ورزشی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

doi
10.22059/jmlm.2021.310306.1533
چکیده

با توجه به اهمیت آماده‌سازی در پاسخ به دو محرک در موقعیت‌های گوناگون ورزشی، هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر زمان پیش‌دوره و فواصل زمانی بین دو محرک در دورۀ بی‌پاسخی روان‌شناختی در ورزشکاران بود. تحقیق حاضر از نوع نیمه‌تجربی با طرح درون‌گروهی بود و از نظر هدف در حوزة پژوهش‌های بنیادی-کاربردی است. بدین‌منظور 50 نفر از دانشجویان پسر ورزشکار دانشگاه شهید چمران اهواز با دامنة سنی 45/47±1/22 سال به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده لپ‌تاپ ایسوز با قدرت پردازش پنج‌هسته‌ای، پرسشنامۀ دست برتری ادینبورگ، نرم‌افزار و سخت‌افزار ابزار سنجش دورة بی‌پاسخی روان‌شناختی بود. شرکت‌کنندگان به دو محرک دیداری (انتخابی) که به فاصلۀ زمانی کمی از هم ارائه می‌شدند، با سریع‌ترین شکل ممکن پاسخ می‌دادند. آزمون‌ها به‌صورت تکلیف دوگانه و تکلیف تکی در پیش‌دوره‌های 1، 2، 4 و8 ثانیه و فاصله‌های بین‌محرکی 100، 250، 500 و 800 میلی‌ثانیه به‌صورت تصادفی گرفته شد. داده‌ها با استفاده از میانگین، انحراف معیار و تحلیل واریانس درون‌گروهی در سطح معنا‌داری (05/0P <) تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج نشان داد که اثر زمان پیش‌دوره و فاصلة زمانی بین دو محرک معنادار بود. پیش‌دوره‌های 1 ثانیه و فاصلة 100 میلی‌ثانیه بین دو محرک بیشترین دورۀ بی‌پاسخی روان‌شناختی و پیش‌دورۀ 8 ثانیه و فاصلة بین دو محرک 800 میلی‌ثانیه کمترین دورة بی‌پاسخی روان‌شناختی را در پی داشت. این مطالعه نشان داد که الگوی دورۀ بی‌پاسخی روان‌شناختی در شناختن مراحل پردازش اطلاعات به‌وسیلة دستکاری تجربی در فرایندهای آماده‌سازی، تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در تقابل با تصور عمومی مبنی بر اینکه زمان آماده‌سازی روی فرایندهای پیش‌حرکتی عمل می‌کند، در پژوهش حاضر زمان آماده‌سازی در فرایندهای دیرهنگام حرکتی عمل کرده و وجود تنگنای پردازش را در تکالیف دوگانه تأیید می‌کند.